تبليغاتX
دید و بازدید



دید و بازدید

کلبه ای ساخته ام از گل و گل×گل دوستان و گل من×یا دوست گویان بیایید×بوی تازه ای شاید خراباتم را



نگاشته مرا در  پنجشنبه 22 مرداد1388 ساعت 13:37 دلداده ی مهدی

من كيم؟ قلب وجودم، من كيم؟ جان جهانم
من كيم؟ حصن حصينم، من كيم؟ مهد امانم
من كيم؟ فرمانرواي ملك حي لا مكانم

من كيم؟ من آسماني، مصلح اهل زمينم
من كيم؟ من وارث پيغمبر و قرآن و دينم
من كيم؟ من آخرين تير الهي در كمانم

من کیم؟ من آفتاب یازده خورشید نورم
من کیم؟ من مظهر عفو خداوند غفورم
من یگانه مصلح عالم، امام انس و جانم

گرچه چون يوسف به دام غيبت كبري اسيرم
من كيم؟ فرزند زهرا، مهدي صاحب زمانم

من همان خون خدا هستم که در جوش و خروشم
پرچم سرخ حسین ابن علی باشد به دوشم
چون پیمبر گله ی صحرای هستی را شبانم

جامـه ی ختم رسل پوشيده بر قد رسايم
چارده خورشيد پيدا در جمال دل ربايم
جمع مي گردند در يك لحظه گردم، دوستانم


من همان خون خدا هستم كه در جوش و خروشم
پرچم سرخ حسين بن علي باشد به دوشم
ميرسد ديگر به پايان انتظار شيعيانم

دعای اشکای دسته دسته
                یتیم دل شکسته
                   دعای جون خسته

اللهم، عجل لولیک الفرج
اللهم، عجل لولیک الفرج
اللهم، عجل لولیک الفرج
االلهم، عجل لولیک الفرج


نذر سفره ی ابالفضل، ای امام آخرینم

یا بن اعلام التقی برگرد برگرد

همیشه شده ورد زبونم
                کجایی مهربونم
                      بیا صاحب زمونم


اللهم، عجل لولیک الفرج
اللهم، عجل لولیک الفرج
اللهم، عجل لولیک الفرج
اللهم، عجل لولیک الفرج

چشمم به راه ماند عزیزم نیامدی!
در سینه قرنهاست که این آه سوزناک

یارب برسان تو مهدی غائب را
کز دوری او مدام در افغانم
من كيم؟ نور عيانم، من كيم؟ سر نهانم
من كيم؟ مولاي خلقت در زمين و آسمانم
من كيم؟ فرزند زهرا، مهدي صاحب زمانم!

من كيم؟ من دست تقدير خدا در آستينم
من كيم؟ سر تا قدم، مولا اميرالمؤمنينم
من كيم؟ فرزند زهرا، مهدي صاحب زمانم!

من کیم؟ من مصحفم، توراتم، انجیلم زبورم
من کیم؟ من آن کلیمم که عالم گشته تورم
من كيم؟ فرزند زهرا، مهدي صاحب زمانم!

هر كجا باشم به كل عالم خلقت اميرم
من كيم؟ فرزند زهرا، مهدي صاحب زمانم!

بانگ هل من ناصر جدم بود دائم به گوشم
پر شود از عدل این عالم به عزم سخت کوشم
من كيم؟ فرزند زهرا، مهدي صاحب زمانم!

ذوالفقار مرتضي در پنجـه ی مشكل گشايم
مي رسد از كعبه بر گوش همه عالم، صدايم
من كيم؟ فرزند زهرا، مهدي صاحب زمانم!


بانگ هل من ناصر جدم بود دائم به گوشم
پر شود از عدل اين عالم به عزم سخت كوشم
من كيم؟ فرزند زهرا، مهدي صاحب زمانم!

دعای همه چشم انتظاران
                همه دل بی قراران
                   همه ی جان نثاران

اللهم، عجل لولیک الفرج
اللهم، عجل لولیک الفرج
اللهم، عجل لولیک الفرج
اللهم، عجل لولیک الفرج


زنده باشم اونقدر که، ظهورتو ببینم

یا بن مصباح الهدی برگرد برگرد

شده این آرزوی دیرینم
                سر راهت بنشینم
                      تو رو یک بار ببینم


اللهم، عجل لولیک الفرج
اللهم، عجل لولیک الفرج
اللهم، عجل لولیک الفرج
اللهم، عجل لولیک الفرج

دل بی پناه ماند عزیزم نیامدی!
در نیمه راه ماند عزیزم نیامدی!

فرزند علی ابن ابیطالب را
مانند کسی که گم کند صاحب را



درويکرد:انتظار و عشق

    لينک مطلب  



نگاشته مرا در  پنجشنبه 22 مرداد1388 ساعت 8:9 دلداده ی مهدی

بارون رحمت خدا

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

.... وَ أَنزَلْنَا مِنَ السمَاءِ مَاءً طهُوراً (فرقان 48)

لِّنُحْيِىَ بِهِ بَلْدَةً مَّيْتاً
وَ نُسقِيَهُ مِمَّا خَلَقْنَا أَنْعَماً
وَ أَنَاسىَّ كثِيراً(فرقان 49)

.... و از آسمان آبى پاك نازل كرديم (فرقان 48)

تا سر زمين مواتى را به وسيله آن زنده كنيم
و آن را به مخلوقات خويش ، چهارپايان
و مردم بسيار بنوشانيم (فرقان 49)

آقا بیا به خاطر باران ظهور کن ...




درويکرد:انتظار و عشق

    لينک مطلب  



نگاشته مرا در  پنجشنبه 22 مرداد1388 ساعت 1:45 دلداده ی مهدی




ياد خدا را همچون حرز سعادت، همواره با خود داشته و در دل حفظ کنيد. تقوا و اجتناب از گناه، احساس مسؤوليت سياسي و اجتماعي، کسب علم و آگاهي، آمادگي دائمي براي دفاع از انقلاب و اسلام، و رفتار انساني و دلنشين با خانواده و معاشران، توصيه‌هاي هميشگي من است.
سید علی خامنه ای





    لينک مطلب  



نگاشته مرا در  چهارشنبه 21 مرداد1388 ساعت 22:37 دلداده ی مهدی

آنرا که در دل دارم
همیشه با من است
البته با یک مرتبه عمق بیشتر
خدا در دل دارم و او در دل خداست
و آنها در دل خدایند
و همه شما در دل خدایید
و به واسطه ی او در دل من
و ما همیشه با هم خواهیم بود. همگی


آری با هر طپش این دلکم میلیاردها طپش می شنوم
در ترکیب گاهی بندری می شود! صدای سنج و دمام را می شنوی؟


 ۱۶ مرداد ۱۳۸۶ / ۲۳ رجب ۱۳۲۸ ... دلداده ی مهدی (عج)...




درويکرد:انتظار و عشق

    لينک مطلب  



نگاشته مرا در  چهارشنبه 21 مرداد1388 ساعت 20:57 دلداده ی مهدی

مقدمه: می خواستم شکوه کنم که زبانم بند آمد ...

شما هم بخوانید:

به کجا باید داد برد؟!

عليرضا مخبر دزفولي

sokhany1383@yahoo.com

راستش را بخواهيد من هم گاهي وسوسه مي‌شوم که اين روزها در اين گيرودار پرالتهاب بازار سياست، يادداشت انفجاري سياسي بنويسم که تعداد خواننده‌اش رکورد بزند و هر جا بروم، بگويند دمت گرم خوب فک فلان کسان را پياده کردي!

ولي به دلم رجوع مي‌کنم  ...







نگاشته مرا در  چهارشنبه 21 مرداد1388 ساعت 0:36 دلداده ی مهدی


جلوه ای دیگر از ایثار و مردانگی، شهید سرلشکر حسین لشگری
از شکوه ایران اسلامی در دفاع از ارزشهای بلند خود در طول تاریخ به پیشگاه پروردگار مشرف شد.

تشییع پیکر این پرچم ایران، امروز، 9 صبح روز چهارشنبه 21 مرداد از مقابل ستاد نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران، واقع در خيابان پيروزي تهران خواهد بود.


شهید سرلشکر حسین لشگری

او متولد ۱۳۳۱، در زمان اسارت ۲۸ ساله و دارای درجه ستوان یکم، و خلبان هواپیمای F5 بود.

تاریخ و چگونگی اسارت
سقوط هواپیما بر اثراصابت موشک عراقی
در 27 شهریور 1359
در حال انجام سیزدهم ماموریت خود
در محور "زرباطیه"، در نزدیکی مهران
با سرعت 980 کیلومتر بر ساعت!
ارتفاع Eject هشت هزار پا بود و زنده ماندن خلبان در آن شرایط جوی شبیه معجزه است.

جالب آن است که حتی لاشه ی هواپیمایش نیز بر روی تناکهای عراقی سقوط کرد و موجب انهدام تعدادی از آنها شد.

شیرین ترین خاطره اسارت، "آزادی خرمشهر"
او می گوید: عراقی ها به "ایران" می گفتند "خمینی"، یک سرباز گفت: خمینی هرچه مردم ایران بوده، ریخته توی خوزستان، و ما را از خرمشهر بیرون کرده البته من به این خبر اعتماد نکردم و با رادیویی که خودم به طور مخفیانه ساخته بودم، خبر آزادی خرمشهر را شنیدم و این خوشحال کننده ترین خبر برای من بود.

شرایط و قیاس نیروی هوایی ایران و عراق
سیستم نیروی هوایی عراق "روسی " بود و شوروی ها آن را برای عراق طراحی کرده بودند، ولی سیستم هوایی ایران، آمریکایی بود و سیستم هوایی آمریکا در همه دنیا تک است، تجهیزات و امکانات هوایی ایران را بعضا خود آمریکایی ها یا فقط اسرائیل داشتند، این بود که عراقی ها به شدت از نیروی هوایی ایران حساب می بردند، نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی در همان ماههای اول جنگ یک ضرب شصت حسابی به عراق ی ها نشان داد و پایگاه H3 که مقر مهم نیروی هوایی عراق بود را بمباران کرد.

بهترین عیدی 18 سال اسارت، "یک نصفه لیوان آب یخ!"
او می گوید: عید سال 74 بود، سرباز نگهبان عراقی یک لیوان آب یخ خورد و می خواست باقی مانده آن را دور بریزد، نگاهش به من افتاد، دلش سوخت و آن را به من داد، من تا ساعت ها از این مساله خوشحال بودم، این را بگویم که من 12 سال در حسرت دیدن یک برگ سبز، یک منظره بودم، حسرت 5 دقیقه آفتاب.

نظر او درباره جنگ و شروع آن
جنگ عراق علیه ایران، یک سری مقدمات داشت، مثل یک دعوا که اولش با اخم و تهدید و جنگ لفظی است و بعدا به دعوای فیزیکی منجر می شود، جنگ هم این حالت را داشت، عراق قبل از شروع رسمی جنگ در 31 شهریور 59، شروع به خرابکاری وسیع و تحریک قومیت ها و همچنین تجاوزات هوایی و حمله به پاسگاههای مرزی ایرانی کرد تا اوضاع ایران را بهم بزند، جنگ عملا از اول سال 59 شروع شده بود.

از نظر نظامی نیروی هوایی ایران باید نوعی "بازدارندگی" ایجاد می کرد و در ازای حملات مداوم هوایی عراق ، پاسخی به آنها می داد، ماموریت او هم از این جنس بود.

نظر امام خمینی در مورد جنگ، از زبان شهید
امام(ره) گفتند که جنگ برای ما نعمت است، من در اسارت معنی این را فهمیدم،من در اسارت ، زندگی را دوباره شناختم، خدا را دوباره شناختم، خودم را دوباره شناختم.

زمان آزادی  از اسارت
او می گوید: من اولین خلبان اسیر ایرانی بودم و آخرین اسیری هم بودم که آزاد شدم،هفدم فرودین 77 ، بعد از 18 سال اسارت آزاد شدم.
بعد از آزادی ، باز هم با هواپیمای نظامی پرواز نداشتم. چون هزینه هر ساعت پرواز هواپیما، چیزی حدود نیم ملیون تومان است، برای چه باید این هزینه را به بیت المال تحمیل کنم؟ باید جوانان و خلبانان نسل امروز تمرین کنند و پرواز را یاد بگیرند.

تاریخ و علت شهادت
یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۸ در اثر عوارض شکنجه ها و سختی های 18 سال اسارت طاقت فرسا به درجه ی شهادت نائل آمد. او کسیست که طولانی ترین زمان را در چنگ زندانهای عراق به سر برد و رهبر انقلاب او را سیدالاسرا نامدیدند.

شکنجه هایی از انواع روانی و فیزیکی ، بازجویی های شدید ، بی خوابی ، توهین، شوک برقی و اعدام صوری، اندک آزاری بود که او آنها را به علت نپذیرفتن خفت (پناهندگی، وعده تحصیل در دانشگاههای عراق و ازدواج با هر دختری که می خواست) 18 سال تحمل کرد و مردانه ایستاد و ننشست.

آیا جنگ و این دفاع مردانه و جانانه چیزیست جز افتخار برای ایران تا ابد؟

و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا، بل احیاء عند ربهم یرزفون ...





    لينک مطلب  



نگاشته مرا در  سه شنبه 20 مرداد1388 ساعت 14:44 دلداده ی مهدی


وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید
وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید

وقتی زمین ناز تو را درآسمانها می كشید
وقتی عطش طعم تو را با اشكهايم می چشید

من عاشق چشمت شدم نه عقل بود و نه دلی
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی

وقتی که من عاشق شدم ...

یك آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود
آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانت ربود

وقتی كه من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد
آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده كرد

من بودم و چشمان تو نه آتشی و نه گلی
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی




درويکرد:انتظار و عشق

    لينک مطلب  



نگاشته مرا در  سه شنبه 20 مرداد1388 ساعت 1:42 دلداده ی مهدی

ان الارض یرثها عبادی الصالحون

خون بر شمشیر پیروز است.
آیا خون عمر ابن عبد ود بر شمشیر علی پیروز شد؟

نکته چیست که مادام که تاریخ نوشته می شود، خون هابیلیان بر شمشیر قابیلیان پیروز می شود؟

اگر در پس خونی تفکری باشد، که بوی عدالت خواهی و داد پروری بدهد،
اگر هم دهها هزار مرد شمشیر بر دست بر 72 تن از آنان بتازند و نقاب زنند و سنگ و شمشیر و نیزه و تیر
بر اصغر و اکبر و عباس و حسین آنها زنند،

خواهی دید که همان خون، عدالتخواهی را زنده نگاه خواهد داشت.

هیچگاه قرآن بر سر نیزه بر قرآنهای سر بر نی پیروز نشد و نمی شود و نخواهد شد!

قرآنهای بی نام و سر بر نی

امروز، ما صدها هزار قرآن بی نام و سر بر نی داریم

شیطانها

و از قرآنهای بر نیزه بیمی نداریم.

هرگز فراموش نمی کنیم! هرگز!

که: ان الارض یرثها عبادی الصالحون





    لينک مطلب  



نگاشته مرا در  پنجشنبه 15 مرداد1388 ساعت 23:47 دلداده ی مهدی

دوران زندگی امام زمان، حجة ابن الحسن العسکری عجل الله تعالی فرجه الشریف به سه بخش تقسیم می شود:

۱- دوران کودکی (نیمه شعبان سال ۲۵۵ ه.ق. تا ۲۶۰ ه.ق. یعنی ۵ سال قمری):

  • در محضر پدر بزرگوارشان، امام حسن عسکری

۲- شروع امامت و دوران غیبت صغری در ۵ سالگی و همزان با شهادت امام حسن عسکری (ع)  (هشتم ربیع الاول ۲۶۰ ه.ق. تا نیمه شعبان ۳۲۹ ه.ق. یعنی ۷۰ سال قمری):

  • امامت بواسطه اولین نایب خاص، عثمان بن سعید عمری
  • امامت بواسطه دومین نایب خاص، محمد بن عثمان بن سعید عمری (متوفی ۳۰۵ ه.ق.)
  • امامت بواسطه سومین نایب خاص، حسین بن روح نوبختی (متوفی ۳26 ه.ق.)
  • امامت بواسطه چهارمین نایب خاص، علی بن محمد سیمری (متوفی نیمه شعبان ۳۲۹ ه.ق.)

چندی از ویژگی های مهم نواب اربعه که توسط امام انتخاب شدند و این قابلیتها را امام تشخیص می دهند:

  • رازداری
  • تقیه
    در نتیجه این دو خصوصیت، ایجاد بی تفاوتی برای حکومت نسبت به آنها و حفظ جان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
  • صبر بسیار زیاد
  • فهم و زیرکی نواب

با غیبت صغری مردم برای غیبت کبری آماده شدند و اصل دین حفظ شد.

۳- شروع دوران غیبت کبری تا امروز در ۷۴ سالگی ایشان (نیمه شعبان سال ۳۲۹ ه.ق.، یعنی دقیقا ۱۱۰۱ سال قمری)

همانگونه که ملاحظه می شود، در نیمه شعبان سال ۳۲۹ ه.ق. با وفات چهارمین نایب حضرت، ارتباط بین امام و مردم کاملا قطع گردید.

بر اساس فرمایش امام

  • تعیین کنندگان زمان ظهور
  • مدعیان منصوبیت از سوی امام برای واسطگی بین امام و مردم
  • مدعیان رویت امام

همگی دروغ گویند و تا زمانی که خداوند متعال اراده نفرماید و شرایط ظهور، که بلوغ عقلی و تعادل و عدالت پذیری مردم می باشد، فراهم نشود خداوند بشر را از ارتباط با امام محروم فرموده است و خروجی از غیبت کبری نخواهد بود.

بر طبق روایات این غضب خداوند بواسطه عمل ماست ی که در نتیجه دست ما از امام کوتاه شده.

بر اساس متون و منابع اسلامی گریه این روز، از شادی آن فزون تر است. همانگونه که در بالا علل آن ذکر شد.

در مورد زوایای مختلف مهدویت و غیبت، می توانید از برنامه این شبها در شبهای آینده، ساعت ۱۱ شب به بعد در شبکه یک سراسری و همچنین فردا جمعه، روز نیمه شعبان، در ویژه برنامه ای راس ساعت ده صبح استفاده کنید.

باشد که عمل صالح ما باعث آن شود که خداوند متعال و حضرت ما را بپذیرند.

پیروز باشید ...





    لينک مطلب  



نگاشته مرا در  پنجشنبه 15 مرداد1388 ساعت 21:44 دلداده ی مهدی

ایران متعلق است به مردان!
مردانی که از جنس مردمند!
مردانی که جانشان را برای مردم دادند و می دهند و خواهند داد!

مردمی که مانند شهدایشان گمنامند!

شهدایی چون احمدرضا احدی (دانشجوی پزشکی). 

او اینچنین وصیت کرد:

بسم الله الرحمن الرحیم
فقط:
"نگذارید حرف امام بر زمین بماند
همین!" 
... والسلام

** کلام رهبر را لحظه ای بر زمین مگذاشتن، تنها ملاک ولایت پذیریست! **

زندان کشیده ای (آیت الله هاشمی رفسنجانی) گفت:
"اینجانب بارها از زبان رهبری معظم شنیده‌ام كه فرمودند:
این‌ها
كه به آسانی مردم را به زندان می‌برند
اگر مثل من و تو طعم زندان را چشیده بودند چنین نمی‌كردند."

** آنکس که عاشق مردم نباشد، نمی تواند انسان و مسلمان و مردمی باشد **

سال ۷۸ رهبر گفت: "اگر عکس مرا هم پاره کردند و آتش زدند به مردم تعرض نکنید!"
اما اینان گریستند و تعرض کردند
و ۲۹ خرداد ۸۸ هم
همان‌ها را به چشم دیدم
که گریستند و مدام تعرض می کنند

به قول شهید چمران:
** وقتی شیپور جنگ زده می‌شود، فرق بین مرد و نامرد مشخص می‌شود **

ما مردانی از جنس مردم را فراموش نمی کنیم! و آنها را با ناکسان و نامردمان اشتباه نمی گیریم!

** انسان باشید! عاشق مردم باشید! **
** در این صورت شاید بتوانید  لایق انتظار امام زمان و ولایت پذیری باشید! **

** اگر مسلمان نیستید لا اقل آزاده باشید! **

والسلام





    لينک مطلب  



نگاشته مرا در  پنجشنبه 15 مرداد1388 ساعت 6:4 دلداده ی مهدی

با سلام

آنچه پروردگار بر همه ما منت نهاده، آن است که در مسیر انقلاب بر توشه ای عظیم و بینشی بی سابقه دست یافتیم، که از هرسو بر آن بنگریم، رهنمون و پنجره ای زلال به تاریخ می باشد. نه تاریخ معاصرمان که تاریخ به معنای وسیع کلمه، از روز وقوع وقایع تا ابد! برخورد و تلاقی تمامی اندیشه های موجود، با فلسفه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی اسلام و حضور اندیشمندانی که همگی درد خروج از زیر چنگال استبداد را داشتند و از دموکراسی نیز توقع مشخصی داشتند منجر به تبیین دیدگاهی مختص اسلام شد که پیش از آن دور از دسترس می نمود.

آنچه هر انسان معتدل و ذی شعوری می خواهد، داد و عدل و انصاف است.

اما از مباحث مهم عدالت، مطلق یا نسبی بودن آن است. اسلام عدالت را مطلق می‌داند، زیرا عدالت با خاتمیت و ابدیت دین ارتباط دارد. مطابق اعتقادات دینی عدالت از اهداف ابدی انبیاء بوده و اگر تعریف عدالت در هر زمانی مختلف باشد نمی‌توان قانون واحد صادر نمود.(۱) عدالت در اسلام مبتنی بر یكسری حقوق ثابت انسان‌هاست و بر مبنای این ثبات حقوق، تعریفی مطلق از عدالت اسلامی وجود دارد و نسبی نمی باشد. یعنی عدالت بر پایه حقوق واقعی و فطری استوار است و ملاك و مصداق آن‌ را شریعت و سنت نبوی تعیین می‌كند. اگر چه ممكن است كه در زمان‌ها و مكان‌های مختلف درك دینی ما از نظام‌های ارزشی موجود تغییر یابد ولی از آنجا كه عدالت مبتنی بر اصول كلی شریعت است، مطلق و ثابت می‌‌باشد. (۲)

مفهوم عدالت در اسلام آن‌قدر اهمیت دارد كه برخی معتقدند اصل عدالت را می‌توان به‌عنوان معیاری برای فقاهت و استنباط‌های فقهی مطرح نمود. شهید مطهری نیز عدالت را از جمله مقیاس‌های اسلام شمرده و انكار آن‌را موجب عدم رشد فلسفه اجتماعی و فقه متناسب با این اصول می‌داند و از همین‌ جا می‌گوید اگر در دوران اولیه اسلام حریت و آزادی فكر وجود داشت و موضوع برتری اصحاب سنت بر اصل عدل پیش نمی‌آمد و بر شیعه مصیبت اخباری‌گری نرسیده بود و فقه ما نیز بر مبنای اصل عدالت بنا شده بود، دیگر دچار تضادها و بن‌بست‌های كنونی نمی‌شدیم.(۳)

برای درک مبانی عدالت اسلامی نیاز داریم تاریخ را دقیق و موشکافانه بخوانیم. برای فهم تاریخ می توان در قالب نقشهای باستانی رفت و یا شخصیتهای کهن را در جامعه ی امروز نقش داد. و واقعیت آن است که هیچگاه نقشهای تاریخی بر زیر خاک نمی روند.

سعی می کنم در چند سطری پیش از ذکر متن کتاب پرهیز از ورود به فضای صرف تفکر سوسیالیستی و حتی سوسیال دموکرات و خلط و التقاط آن با مبانی اقتصادی اسلام را بیاورم تا از این دیدگاهها آن سوء استفاده های تاریخی نشود! چنانچه به مکاتب و مبانی اقتصادی علاقه مندید با کمک یک سرچ فارسی ومراجعه به کتب فراوان موجود، می توانید وجه تمایز مکتب عدالت اقتصادی اسلامی و مکاتب غربی را بیابید. دراین مجال سخنی کوتاه را می آورم:

هدف اسلام جامعه ای اشتراکی و بدون مالکیت نیست. چون اساسا ارزش و ارج و اجر واگذاری اموال به دیگران نزد خداوند اختیار فاعل است که چنانچه اجبار مطرح شود ارزشی نخواهد داشت! از سویی این نگرش که دولت با زور و اجبار مال افراد را به جامعه بدهد از مدار انسانیت و عدالت نیز خارج است.  "اگر دولت انسان را آزاد گذاشته تا مطابق میلش حاصل دسترنج خود را به دیگری كه محتاج است واگذارد این عین انسانیت و عدالت در جامعه می‌باشد.(۴)"

به گفتار شهید مطهری: "هر چند اسلام مالکیت فردی و شخصی را در سرمایه‏های طبیعی و صناعی نمیپذیرد و مالکیت را در این امور عمومی میداند، ولی اسلام مالکیت اشتراکی  را نیز نمی پذیرد؛ یعنی، طرفدار این اصل [اصل مهم سوسیالیسم] نیست که «کار به قدر استعداد و خرج به قدر احتیاج» نمی گوید همه ملزم‏اند که کار کنند و محصول کارشان الزاما به اجتماع تعلق دارد.

پس آن مقدار از سوسیالیسم از منظر منطق و از نظر اسلام قابل توجیه است که قسمتی از سرمایه‏ها؛ یعنی، سرمایه‏های عمومی بالاشتراک باشد و اما کار بالاشتراک را که الزامی و اجباری باشد، هیچ‏گونه نمیتوان از اسلام استنباط کرد، مگر این که در موارد خاص؛ یعنی، در زمین‏های عمومی یا کارخانه‏های عمومی، طوری باشد که کار فردی میسر نباشد و تازه اگر هم این طور باشد نه چنین است که مالکیت فردی در کار نیست، بلکه محصول بالسویه یا بالتفاوت طبق قرارداد میانشان تقسیم میشود و هر فردی مالک فردی سهم خود خواهد بود، پس اگر مشخصه اصل سوسیالیسم را اشتراک سرمایه بدانیم، اسلام یک مسلک اشتراکی است و اگر مشخصه اصلی آن را اشتراک در کار بدانیم، اسلام یک مسلک اشتراکی نیست.(۵)"

آنچه در اسلام و فقه و اصول حقوق اسلامی آمده آن است که "الناس مسلطون علی اموالهم" و میزانی که بر اساس منابع دینی ارائه شده، آن است که وظیفه آنان که توان و درآمد مالی بیشتری دارند بیشتر و سنگین تر است و رسیدگی به مردم بر گردن آنان است. اگر از مال خود ریخت و پاش کنند اسرافکارند و اگر از مال مردم خائن به بیت المال. راهی که آیه محور این مطلب ارائه می کند انفاق است و یکی از طرق امروزی و متداول آن در اسلام وقف است.

وقف می تواند در سه جهت مسکن، ازدواج و اشتغال واقع شود. برای رفع مشکلات مسکن و ازدواج، پیشاپیش باید افراد از سد بی شغلی گذر کنند و طرحهای ملی - تولیدی در راستای تحولات اقتصادی نظام مند پایدار ترین روش رفع مشکلات اشتغال می باشند. توسعه اجتماعی مسیری برای رفاه فردی افراد است.

حال چگونه دولت می تواند (عادلانه، شرعی و نظام مند) از شیوع اشرافی گری و اسراف جلوگیری کند؟
این بحث در پستهایی مجزا پی گیری می شود.
اما مبناهای توسعه در هر زمینه ای عمل به قانون موجود و عدم ساختار شکنی و سپس اصلاح قانون با بهره گیری از تجربیات و دانش و به کارگیری نخبگان مطرح درآن زمینه می باشد.

فی الجمله برای برقراری عدالت، روش اجبار عدل نیست. آنچه باید مد نظر و خط مشی اصلی باشد ارتقای سطح عدالت پذیری مردم است. این مسئله هم شاخه ای به نام عدالت پذیری اقتصادی دارد.

برای ایجاد هرگونه نظام اجتماعی فاکتوری به نام آمادگی یا به اصطلاح (readiness) نقشی اساسی دارد و تا جامعه پذیرای یک قانون، تغییر و یا محدودیت نباشد، اعمال آن قانون هرگز سودی نخواهد داشت و ممکن هم نخواهد بود ...

در مطالب پسین، به بررسی وظایف دولتها در ایجاد این آمادگی، برقراری عدالت بر اساس آن، و رابطه ی این مفاهیم با مهدویت و انتظار تا ایجاد بلوغ فکری جامعه ی بشری خواهم پرداخت.

۱- مطهری، مرتضی، اسلام و مقتضیات زمان (تهران، صدرا، 1372)، ص 317
۲- مطهری، مرتضی، اسلام و مقتضیات زمان (تهران، صدرا، 1372)پیشین، ص 341
۳- مطهری، مرتضی، بررسی اجمالی مبانی اقتصاد اسلامی، (تهران، حكمت، 1403 هـ ق)، ص 15ـ14
۴- مطهری، مرتضی، پیرامون انقلاب اسلامی، (تهران، صدرا 1368)، ص 159
۵- مطهری، مرتضی،  نظری به نظام اقتصادی اسلام، (ص 140 و 141)


با مقدمه ای که آمد، صفحاتی از کتاب ابوذر به نگارش استاد شهید دکتر علی شریعتی را می آورم. برای انتخاب بخش مورد نظرم، به فهرست کلمات کلیدی در انتهای کتاب رجوع کردم ... .

انسان ... انسانیت ... امامت ... ایمان ... اشراف ... و اشرافیت. این کلمه ی مورد علاقه من است!

صفحه ۲۲۲ ... و به مقتضای پیوند پاراگرافها ... ۲۲۰. خواندم و سپس آنچنان به وجد آمدم از این نگاه بسیط و دقیق به تفکر این صحابی عظیم پیامبر، که خواستم بلند بخوانم و همه بشنوید. و عقب رفتم و از ۲۱۶ می شنوید.








نگاشته مرا در  سه شنبه 13 مرداد1388 ساعت 18:45 دلداده ی مهدی

آورده‌اند جماعتي كثير در مجلس وعظ عارفي گرد آمده بودند

ازدحام ، راه بر ورود ديگر مشتاقان بسته بود كه ناگاه مردي از ميان جمعيت بانگ برآورد:

«هر كه هر جا نشسته برخيزد و گامي فرا پيش نهد»

شيخ فرمود :

سخن همان بود كه اين مرد گفت .............





    لينک مطلب  



نگاشته مرا در  سه شنبه 13 مرداد1388 ساعت 18:18 دلداده ی مهدی

 

از نصب عکس معذوریم

 

او شهرت پرست نیست تا گمنامی برایش دردآور باشد
تمام اجرها را در گمنامی دریافته
و امروزه
چقدر مفهوم شهید گمنام وسیع و گسترده است!





    لينک مطلب  



نگاشته مرا در  پنجشنبه 8 مرداد1388 ساعت 20:39 دلداده ی مهدی

در مطلب Soundmix Trojan نوعی ویروس کامپیوتری و نحوه از بین بردن آن را که از نمونه بلایای یارانه شخص ام بود آوردم.

نکته ی جالبی درطراحیاین ویروس و عوارض آن وجود داشت.

1- ویروس واسطه ی نامناسبی برای ارتباط برنامه ها با سیستم عامل می شود.
2- سرعت ارتباط برنامه ها با سیستم عامل و یکدیگر به طور چشم گیری کاهش می یابد. عبور حجم اطلاعات بسیار از یک سوراخ سوزن خیاطی باعث کاهش حجم تبادل بر واحد زمان می شود.
3- در صورت حذف ویروس چون برنامه ها با مراجعه به نقشه ارتباط و عملکرد (Registry) هنوز همان مسیر را طی می کنند و سوراخ سوزنی در کار نیست با خطا و عدم اجرا روبرو می شوند.
4- در ذات برنامه ها هیچ نوشته نشده که دنبال سوراخ سوزن بگردید اما نقشه ی غلط این مسئله را ایجاد می کند.
5- برای اصلاح مشکلات اول باید ویروس را کشت و سپس نقشه ی سیستم را اصلاح کرد تا واسطه های ویروسی به جای واسطه های اساسی قرار نگیرند.

نکته: مراقب باشیم دنبال سوراخ سوزن نرویم.



    لينک مطلب  



نگاشته مرا در  پنجشنبه 8 مرداد1388 ساعت 17:51 دلداده ی مهدی

در هیئت ها همه گریه می کنند
.
یکی مثل من برای آنکه نسبت خانوادگی دارد
و یکی مانند تو که می بینی
با چه خدعه هایی در کربلا
امام زمان مسلمانان را با حکم جهاد کشتند!
عدل را کشتند!
عدالت را کشتند!
میان ماه من تا ماه گردون ...
... تفاوت از زمین تا آسمان ...

----------------------------------
در این ظـلامِ  سیه­کاری سلام   بر تو که بیداری
نهان در این شبِ بی­روزن نهالِ پنــجره می­کاری

ستاره­بازیِ تقدیر است، شب است و ماه به زنجیر است
بـخوان، دوباره بخوان، دیر است، تو از سپیده خبــر داری

مگیر  بر من اگر گردن به پالهنگِ زمین دادم
نبود  رخــصت هیــهاتم ز  بار ذلّـت  اجـباری

در این همیشه­ی بی­ باران کویر تشنه فراوان است
تو - ای نبیره­ ی اقیانوس!- بگو که از چه نمی­باری؟

هلا عقابِ افق­پیما! مدارِ همهمه را بشکن
کـه خسته­اند کبـوترها از این دوایرِ تکــراری

کسی فسانه­ی فردا را به خواب نیز نخواهد دید
مگـر تو پرده­ی افسـون را ز روی خاطـــره برداری

 شعر از آقای : امید مهدی نژاد





    لينک مطلب  



نگاشته مرا در  پنجشنبه 8 مرداد1388 ساعت 15:43 دلداده ی مهدی

سلام نامی از نامهای تو

انتظار منجی، مهدویت، امام زمان، شیعه اثنی عشری، عدالت

مهدویت و انتظار منجی، اساسی ترین موضوع زندگی ماست.
و آن بدین دلیل است که امامت امام زمان هر انسان، عصاره ای از اصول و فروع اعتقادی اوست.

این موضوع همیشه موضوع روز بوده و هست و خواهد بود،
که چگونه باید جامعه به سمت بهبود وضع کنونی پیش برود.
و مهدویت و انتظار دقیقا همین هدف را دارد.
امسال، در ماه شعبان تا کنون مطلبی نو ننوشتم.
زیرا تمام حرفها تکرار مکررات است و سالهای پیش تمام حرفها را زده ایم.

حرفهایی تکراری، که هیچگاه تکراری نمی شوند.

برای آنکه خود نیز فراموش نکنم چه می گفتم و چه باید بکنم، طبقه بندی مطالب وبلاگ را به شکلی نو و همانگونه که از ابتدا وجود داشت عیان می کنم و آن رویکرد انتظاری و مهدوی است که در تمام شئون زندگی یک مسلمان و انسان عاقبت اندیش باید وجود داشته باشد. برای این منظور طبقه بندی های زیر اختصاص داده شد:

                   
                  

محوریت این موضوع ناظر دیدن پروردگار در همه حال و مردم داری است.

البته این داستان مانند آن پیر زنیست که گلوله ای نخ به بازار برده بود تا یوسف نبی را بخرد!

که میان من نا صالح و آن مصلح الهی شباهتی نیست!

چگونه من پر از ناخالصی جذب میدانی شوم که هیچ عنصری در من، جاذبه ی او را درک نمی کند؟
کدام صفت ما شباهت به او دارد؟
کدامیک خداگونه زندگی می کنیم؟
کدامیک تاب و توان و جرات آن را داریم که مانند مردم عصر جاهلیت، پس از عثمان ابن عفان، به در خانه ی امام زمانمان هجوم بریم و او را به دادخواهی بخوانیم؟

اگر خانه ی اماممان را نشان بدهند کدامیک می رویم تا این خطبه را بشنویم؟ :
"به خدا سوگند، اگر چيزى را كه عثمان بخشيده ، نزد كسى بيابم ، آن را به صاحبش باز مى گردانم ، هر چند، آن را كابين زنان كرده باشند يا بهاى كنيزكان. كه در دادگرى گشايش ‍ است و آنكه از دادگرى به تنگ آيد از ستمى كه بر او مى رود، بيشتر به تنگ آيد. (خطبه ۱۵ امیر - نهج البلاغه)"

هزار رحمت به طلحه و زبیر! هزار رحمت!

کدامیک از ما در برابر او شمشیر نخواهد کشید تا در برابر منافع خود و باند و گروه خود، بیت المال را صد قبضه تر کند؟

کدامیک از ما؟

این دعاهای فرج و ندبه و عهدی که تنها به نیت مردم فریبی و تظاهر و ریا ست، دهن کجی به خدا و امام زمان و ولایت فقیه و مردم نیست؟

منتظران مصلح نیازی به مصلح بودن ندارند! خود باید صالح باشند!

مسلمان بودن مرتبه ای اعلا بر انسانیت است. آن کس که انسان نیست مسلمان هم نیست و آن کس که مدعی مسلمانیست باید انسانیت خود را به اثبات رسانده باشد!

پشتیبان ولایت فقیه باشید تا مملکت به دست نامحرمان و نا اهلان نیفتد و به ما بیش از این آسیبی نرسد. بدون واسطه پشتیبان باشید!

یا علی مدد کن!





    لينک مطلب  



نگاشته مرا در  پنجشنبه 8 مرداد1388 ساعت 14:28 دلداده ی مهدی

نقطه سر خط

یاد گرفتیم جمله های کامل بگوییم تا تشویق شویم
اما کم کم مجبور شدیم اجزا را کم کنیم تا تنبیه نشویم
و اکنون از جملات تو نقطه ای مانده
و تو خود همه را می خوانی
و من هیچ را.
تنها می فهمم باید بروم سر خط.
شاید جمله ای باشد آنجا!
سر خط کجاست؟

مهدی / پنجشنبه ۲۸ تیر ۸۶





    لينک مطلب