تبليغاتX
دید و بازدید



دید و بازدید

کلبه ای ساخته ام از گل و گل×گل دوستان و گل من×یا دوست گویان بیایید×بوی تازه ای شاید خراباتم را



نگاشته مرا در  چهارشنبه 9 بهمن1387 ساعت 20:16  دلداده ي مهدی

در يك باغ زيبا
پدر پيري با پسر جوانش روي نيمكت نشسته بود
و پسر روزنامه مي خواند
گنجشك كوچولوئي روي شمشادها نشسته بود و جيك جيك مي كرد
پدر گفت: اون چيه؟(۱)
پسر سرش را از روزنامه در آورد و گفت: يه گنجيشك
پدر سري به تاييد تكان داد و دوباره پرسيد: اون چيه؟(۲)
پسر گفت: من كه گفتم بابا اون يه گنجيشكه!
و روزنامه را تكان داد تا با صداي آن كنجشك برود و گنجشك رفت
گنجشك ديگري روبرويشان نشست
پدر گفت: اون چيه؟(۳)
پسر كه حوصله اش سر رفته بود، صدايش رابالا برد و گفت: يه گنجيشكه بابا! يه گنجيشك! يه - گُن - جيشك!
پدر كمي آزرده خاطر شد و اخمهايش را در هم كرد
هنوز پسر با چشمان معترض به پدر نگاه مي كرد كه پدر دوباره پرسيد: اون چيه؟(۴)
پسر فرياد زد: بابا اين چه كاريه مي كني؟؟؟؟؟ من چند بار بهت گفتم اون يه گنجيشكه! نميگيري چي ميگم؟
پدر از روي نيمكت بلند شد تا برود و پسر داد زد: داري كجا ميري؟
پدر با دست اشاره كرد و پسر را به صبر دعوت كرد
پدر به درون خانه رفت و پسر عصبي بود
اندكي بعد پدر با يك كتابچه بازگشت
كتابچه را ورق زد و آن را به پسر داد
پسر شروع به خواندن كرد و اينگونه نوشته شده بود:
امروز كوچكترين پسرم كه تنها چند روز است وارد سه سال شده، با من در پاركي نشسته بود.
جايي كه يك گنجشك روبروي ما نشسته بود.
(پدر آهي كشيد)
پسرم از من ۲۱ بار پرسيد: اين چيه؟
و من تمام آن ۲۱ بار را پاسخ دادم كه آن چه بود
"يك گنجشك"
من هربار كه او از من سوالي مشابه كرد او را بغل كردم
       دوباره و دوباره
                    بدون آنكه عصباني شوم
                                 با احساسي سرشار از مهرباني به خاطر اشتباه پسربچه ي كوچولو ام.
                                             
(پدر به ياد آن خاطره ي زيبا لبخندي بر لبانش نشست)
                                                        پسر كتاب را بست، سرش را پايين انداخت
                                                                 پدر را با شرمساري در آغوش كشيد و بارها غرق بوسه كرد ...

پدر، پسر، گنجشگ


با اقتباسي از ويدئوي What Is That? از سايت يوتيوب.



    لينک مطلب  



نگاشته مرا در  دوشنبه 7 بهمن1387 ساعت 21:26  دلداده ي مهدی

يا اله العاصين

خدا رو دوست دارم
به خاطر همه ي چيزايي كه بهم داده و نداده
خدا رو دوست دارم
چون هرچي هم بهم نده
خودشو دارم
خدا رو دوست دارم
براي اينكه هميشه از حق خودش مي گذره
خدا رو دوست دارم
چون بندگي من نفعي براش نداره
اما اونو به من واجب كرده
تا پيشش عزيز باشم
خدا رو دوست دارم
چون خداي بنده هاي روگردونه
خدا رو دوست دارم
چون بنده هاي بدشو يه جوري دوست داره
كه بقيه رو دوست نداره
خدا رو دوست داره
چون مهم نيست كي از من بدش بياد
مهمه كه اون بدش نياد
مي دونم كه وقتي اون بدش نياد
آدم عزت پيدا مي كنه
خدا رو دوست دارم
چون زبونم ناتوانه كه وصفو شكرشو كنم
و اين خيلي قشنگه
كه آدم از عشق زبونش بند بياد
خدايا
دوستت دارم




درويکرد:انتظار و عشق

    لينک مطلب  



نگاشته مرا در  یکشنبه 6 بهمن1387 ساعت 21:35  دلداده ي مهدی

امام حسين عليه السلام:

خدايا،  آنكس كه تو را دارد چه ندارد و آنكه تو را ندارد چه دارد؟

(فرازي از دعاي عرفه)





    لينک مطلب  



نگاشته مرا در  یکشنبه 6 بهمن1387 ساعت 8:13  دلداده ي مهدی

به نام خدا
مطلبي كه در زير مي آيد گزارشي از گفته هاي دكتر كريستين بونو در مورد امام خميني مي باشد.
همانطور كه در ذيل مي خوانيد او با دقت اين عارف بزرگ قرن را بررسي نموده است.
امام خميني، عرفان را از انقلاب دروني و سير الي الله فردي، به انقلابي بيروني و سير الي الله ملتها رساند با كلمات كليدي وحدت كلمه امت اسلامي و هيهات من الذله آتشي افروخت كه روشنگر راه بشريت خواهد بود.
همواره مردان بزرگ در خانه هاي كوچك زندگي كرده اند و اين پير جماران هم از يك منزل محقر در استراسبورگ بر دل من كه كودكي بيش نبودم حكومت را آغاز كرد و اكنون او فاتح قلب من است.

امام خميني (س) عارف ناشناخته‌ي قرن

و صد افسوس كه جواهر شناس اين گوهر ما نيستيم ...








نگاشته مرا در  پنجشنبه 3 بهمن1387 ساعت 23:26  دلداده ي مهدی

سلام دوستان گرامي
يك سلسله مطالب در سلوك و عرفان از استاد علوي تهراني به طور گسسته و در چند مطلب مي نويسم. از آنجايي كه خودم بسيار به اين مطالب نيازمندبودم و مي دانم مشكل زندگاني اكثر ما با عمل به دستورات اينچنيني مرتفع مي شود، تصميم به نگاشتن دستورات استاد در اين بلاگ گرفتم.

اميدوارم كه مورد توجه دوستان گرامي قرار بگيرد.
در ضمن آدرس فايل صوتي اين مطلب سايت فارس المومنين مي باشد.