به نام خدا
يهوديان به نسبت ديگر اقوام و مذاهب، در تمام دنيا اقليت هستند اما چيزي كه جالب است آن است كه اين اقليت معمولا در بالاي هرمهاي مختلف اقتصادي، سياسي، فرهنگي و ... قرار مي گيرد.
براي آنها مليت مطرح نيست. آن چيزي كه مهم است تفكري بر پايه ي اصالت مذهبي و رسيدن به اهداف همگن به هر شكل ممكن است.
اسراييليها نسبت به ديگر مردم جهان در برخي زمينه ها فعالتر هستند و يا به دليل جمعيت اندك آنان، درصد فعالان آنان بيشتر خودنمايي مي كند.
سالهاي سال بود كه در ايام دهه ي اول محرم و به خصوص روز عاشورا در خيابان منوچهري تهران شاهد قمه زني مرداني بودم. همچنين كودكان را هم زخمي مي كردند. هر روز كه مي رفتم به اين مراسم، از سوز نواي آذري مداح و مردم اردبيلي حاضر در مجلس حال هم دردي با ائمه پيدا مي كردم.
اما هيچگاه نتوانستم به عنوان يك كار منطقي بپذيرم كه قمه زدن يك امر جزو دين است. عزاداري هم منطق بايد داشته باشد. آدم براي پدر و مادر خود نعره هاي انكر الاصواتي نمي كشد، آنگاه براي يك امام معصوم خود زني و ايجاد اصوات زشت تر از حمار در آوردن جايز باشد؟
با سلام به دوستان و خوانندگان گرامي
جديدا ايرادي در ويرايش قالبها نمايان شده به صورت: "استفاده از برخی کدهای موجود در قالب ممنوع است"
من به وبلاگ مدير سايت بلاگفا، آقاي عليرضا شيرازي رفتم و از ايشان خواستم تا اين كدهاي ممنوع را براي ما ليست كنند تا بتوانم قالب را ويرايش كنم.
به طور اتفاقي در يكي از سايتها مطلب زير را مشاهده كردم و به دليل اينكه از سوي آقاي شيرازي هم احتمالا به دليل مشغله ي كاري جوابي به نظر من در بلاگشان داده نشد، سعي كردم خودم مشكل را رفع كنم.
نكات زير را در بلاگ رعايت كردم. اول از هر چيز بخش موزيك را حذف كردم و سپس با انتقال كد قالب بلاگ به Sharepoint Designer يا همان FrontPage متوجه شدم در نقاط مختلف كدهاي بلاگم Enter زده شده و اتفاقي كه در بخش مديريت قالب رخ داده اين است كه كدهاي معيوب را نمي پذيرد.
اگر كمي دقت كنيد در كدهاي شما هم كه چنين مشكلي داريد همين ايراد به احتمال قوي وجود دارد و به نظر من بحث تحريم WordPress در كار نيست.
به جاي تشكر از مدير بلاگفا براي ارتقاي تكنولوژي سايت به ايشان تهمت جلوگيري از آزادي در اينترنت زده شد.
متاسفم. اما مطلب لينك زير را بخوانيد و به نكته ي دهم بسيار توجه كنيد! :)
لينك: ده اشتباه آزار دهنده در بین وبلاگهای فارسی
آماده باشيد اي مسلمانان!
يا ايها المسلمون! اعدوا لهم ما استطعتم من قوة!
Muslims! Be Prepared !
إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ
وَذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيرًا وَانتَصَرُوا مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُوا
وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ (شعراء۲۲۷)
Save those who believe and do good works, and remember Allah much, and vindicate themselves after they have been wronged.
Those who do wrong will come to know by what a (great) reverse they will be overturned! (Holy Quran,Shoaraa 227)
مگر كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام مىدهند
و خدا را بسيار ياد مى كنند، و به هنگامى كه مورد ستم واقع مىشوند به دفاع از خويشتن (و مؤمنان) برمىخيزند؛
آنها كه ستم كردند به زودى مىدانند كه بازگشتشان به كجاست! (شعراء 227)

پروردگارا!
ما مظلوم واقع شده ايم
پس ياريمان رسان
اميدمان از همه بريد
مگر از تو
يا غياث المستغيثين
اي فريادرس به فريادمان رس!
پيشتر در پست ۳۳۴
مطلبي تحت عنوان جايگاه چهارده معصوم
در عالم خلقت آوردم
و طبق آيات و روايات گفتم كه
منظور از نزلوني عن الربوبيه
قياس جايگاه ذوات مقدسه
و ذات اقدس اله نيست
از نظر مراتب
هيچ موجودي نازل تر از پروردگار
و برتر از اين معصومين خلق نشده
و جايگاه آنان يك پله پايين تر از پروردگاريست
اين موضوع را عده اي بد متوجه شده اند
و گرفتار شرك شده اند
در صورتي كه لا اله الا الله
و اما براي رسيدن به پروردگار چه بايد كرد
در آيه ي شش سوره ي حمد مي خوانيم
اهدنا الصراط المستقيم
و سپس
صراط الذين انعمت عليهم
نعمت خداوند بر بندگان خاص خود
نعمت ولايت است
كه بر رسول الله و صلاله ي او ارزاني شده
و صراط مستقيم
راه تاسي به آنان است
كه هر راهي جز راه ولايت
به خداوند نمي رسد
همانگونه كه مي بينيم
نتيجه ي اسلام بي ولايت
سكوت ميلياردي مسلمانان
در برابر جنايت در فلسطين است
تنها راه رسيدن به ملكوت
طريق ولايت است
اما اين نفي كننده ي رحمت واسعه ي خداوند
بر تمام بندگان نيست
كه امام حسين عليه السلام مظهر اسم ارحم الراحمين پروردگار
و جلوه ي رحمة الله الواسعه مي باشند
و حسين عليه السلام است
آن صراط مستقيم
و بس
بسم رب الشهداء و الصديقين
هنوز فرياد آسمان از ريخته شدن خون هابيل توسط قابيل شنيده مي شود
هنوز صداي كشته شدن چهل پيامبر در يك شب توسط قوم بني اسرائيل به گوش مي رسد
هنوز فرياد فزت و رب الكعبه از محراب مسجد كوفه در ملكوت مي پيچد
و هنوز بايد گفت لا يوم كيومك يا اباعبد الله
انتهاي ايثار و شناخت يك مسلمان از رضا به رضاي خدا
و مجاهده در راه او شهادت به فجيع ترين شكل
و ريخته شدن خون خدابر زمين است
و اين
ارتباطي به دين و مذهب ندارد
كه سني و شيعه
و بودا و ترسا
همگي دريافتند بايد براي سربلندي تا آخرين قطره ي خون
بر شمشير و سلاح تكيه و ايستادگي كرد
و اگر دست تو را قطع نمودند
با باقيمانده ي دستت بر ظلم هجوم ببري
الله كبر
و امروز
غزه
در خون مي غلطد
برادران شيعه و سني و مسيحي ما
در چنگ حيوانات انسان نما
دژخيمان و هيولاهايي كثيف تر از پست ترين نجاسات
گرفتار آمده اند
پيش از آنكه انقلاب ايران ثمري داشته باشد
كمك امام خميني رحمت الله عليه متوجه قبله ي اول مسلمين بود
و اين سياست نيست
عين مسلماني ماست
الجار ثم الدار
اول همسايه و سپس خانه
من به چشم خود ديده ام كه اگر به برادر خود آنچه نياز دارم ببخشم
خداوند مرا در روز نياز بي ياور رها نمي كند
و اگر او را رها كنم
زباني براي درخواست من از خدا نمي ماند
به چه رويي از خدا بخواهم
آنگاه كه چشم بنده ي خدا به دستانم نااميد مانده باشد
و در رحمت خدا از دعاي دل مردمان است
اي دوستان
اي مردم
اي كساني كه نوشته ي من را مي توانيد بخوانيد
امروز چشمان مردم غزه به دستان شماست
كه امروز كربلا آنجاست
حسينيه هاي خود را در نواره ي غزه برقرار كنيد
پول براي اطعام و پرچم ندهيد
كه مسلمانان قرباني مي شوند
همين
سلام دوستان عزيزتر از جان
يكي از عزيزان به طور غير مستقيم تذكري به من داد
كه خلاصه ي آن اين مي شود كه من ناخودآگاه غم انگيز مي نويسم
و وقتي اينجا مي آيد دلش مي گيرد.
گفتم نكند دل ديگران هم بگيرد؟
و اين اصلا شايسته نيست
پس شاد هم مي نويسم
سرشار از اميد
كه تويي كه كمتر مي آيي، باز بيايي و ما خرسنديم از حضور شما
فكر مي كنم اينجا باز هم مي توان دلها را شاد كرد و شاد زيست.

گذشته را بنگر
اگر در ديروز باشي
امروز فرداي توست
و ديروزت، روز قبل از ديروز
و امروزت،
تنها خطي كمرنگ است ما بين گذشته و آينده
خطي كه شايد غير قابل رسم باشد
و گذشته و آينده به وجود آن معنا مي دهد
اين تعريف خط است
اما امروز، اين خط نامرئي، همان چيزيست كه مسير فرداي تو را رسم مي كند
پس قلمي پهن و آبي بردار
و بر زمين سبز زندگي
خطي به بلنداي ۲۴ ساعت بكش
و در پايان روز زيباترين روز گذشته ي خود را نظاره كن
همين حالا قلم خود را عوض كن و نقشي و طرحي نو برانداز
دوستت دارم اي فرزند آدم ![]()
آنگونه كه بايد بود، خدا گونه، مانند او كه همه را دوست دارد.
هر كسي را به طريقي و نگاهي متفاوت
من همه را دوست دارم
به اندازه ي كودكي شان
كودكي كه هرگز نمي ميرد
ما را با بزرگسالي مردمان كاري نيست
بايد دوست داشت و كودكانه عشق ورزيد.
به جهان خرم از آنم كه جهان خرم از اوست
عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست
بعد از هزار و سیصد و چهل و چند سال، هیچ از خود پرسیده ای كه چرا اینان خود را « راهیان كربلا » نامیده اند، با این همه شیدایی و اشتیاق كه هنوز قافله سال شصت و یكم هجری قمری به بیابان كربلا نرسیده است.

مگر آنان سر مبارك امام عشق را بر فراز نیزه ندیده اند؟
مگر شفق را ندیده اند كه چه سان در خون نشسته است؟
مگر بوی خون را نشنیده اند؟... و بر علم هایشان نوشته اند: كُلُّ اَرْضٍ كَربَلا و كُلُّ یومٍ عاشورا!
مگر كربلا از سیطره زمان و مكان خارج است كه همه جا كربلا باشد و همه روزها عاشورا؟
مرا ببین كه در پیشگاه ولایت سخن از زمان و مكان می گویم! زمان و مكان نسبت است و برای آن كه از جوار مطلق، از بلندای اعراف بر عالم وجود می نگرد، اینجا در پیشگاه ولایت، سخن از زمان و مكان گفتن نشانِ بی خردی است.

كربلا قلب زمین است و عاشورا قلب زمان.
یعنی اصلاً كربلا مطلق زمین است و عاشورا مطلق زمان، و راه های آسمان از اینجا آغاز می شود؛ از اینجا دروازه ای به عالم مطلق گشوده اند.

می پرسی كه از متناهی چگونه می توان راهی به سوی نامتناهی جُست؟
این سرّ الاسرار خلقت است و گویی تقدیر اینچنین رفته است كه اسرار، اگر چه به بهای سر باختن حسین علیه السلام، فاش شود.
شهيد عزيز سيد مرتضي آويني
اي محرم براي آمدنت ثانيه شماري آغاز شده بود. اين نشان از آن دارد كه خون او هنوز جاريست ...
| مجمع خوبي و لطفست عذار چو مهش ليكنش مهر و وفا نيست خدايا بدهش دلبرم شاهد و طفللست و ببازي روزي بكشد زارم و در شرع نباشد گنهش من همان به كه ازو نيك نگه دارم دل كه بد و نيك نديدست و ندارد نگهش بوي شير از لب همچون شكرش مي آيد گرچه خون مي چكد از شيوه ي چشم سيهش چارده ساله بتي چابك و شيرين دارم كه بجان حلقه به گوش است مه چاردهش از پي آن گل نو رسته دل ما يا رب خود كجا شد كه نديديم درين چند گهش يار دلدار من ار قلب بدينسان شكند ببرد زود بسرداري خود پادشهش جان به شكرانه كنم صرف گر آن دانه ي دُر صدف سينه ي حافظ بود آرامگهش |
![]() |
| من ترک عشق شاهد و ساغر نمیکنم صد بار توبه کردم و ديگر نمیکنم باغ بهشت و سايه طوبی و قصر و حور با خاک کوی دوست برابر نمیکنم تلقين و درس اهل نظر يک اشارت است گفتم کنايتی و مکرر نمیکنم هرگز نمیشود ز سر خود خبر مرا تا در ميان ميکده سر بر نمیکنم ناصح به طعن گفت که رو ترک عشق کن محتاج جنگ نيست برادر نمیکنم اين تقواام تمام که با شاهدان شهر ناز و کرشمه بر سر منبر نمیکنم حافظ جناب پير مغان جای دولت است من ترک خاک بوسی اين در نمیکنم يلداي همه تون مبارك |
![]() |









