تبليغاتX
دید و بازدید



دید و بازدید

کلبه ای ساخته ام از گل و گل×گل دوستان و گل من×یا دوست گویان بیایید×بوی تازه ای شاید خراباتم را



نگاشته مرا در  پنجشنبه 30 آبان1387 ساعت 0:42 دلداده ی مهدی

همواره عشق ؛ بي خبر از راه ميرسد
چونان مسافري ؛ كه به ناگاه مي رسد

وا مي نهم به اشك و به مژگان تداركش
چون وقت آب و جاروي اين راه مي رسد

اينت زهر شكوه كه نزدت سلام من
با مركب نسيم سحرگاه مي رسد



با ديگران نمي نهدت دل ؛ به دامنت
چندان كه دست خواهش كوتاه مي رسد

ميلي كمين گرفته پلنگانه در دلم
تا اهوي تو ؛ كي به كمينگاه مي رسد

هنگام وصل ماست ؛ به باغ بزرگ شب
وقتي كه سيب نقره اي ماه مي رسد
 





    لينک مطلب  



نگاشته مرا در  سه شنبه 28 آبان1387 ساعت 8:38 دلداده ی مهدی

درست است كه كراوات برای بخشی از جامعه ی ما پوششي لازم و ترك ناشدنی می نماید، اما به نظر من مسئله ای شخصیست.
ما می خواهیم این مسئله ی شخصی را بررسی كنیم. با اجازه!
اينها دلايل شخصي من مي باشد و براي نظرات شخصي ديگران ارزش و احترام قائل هستم.
من در آخرین كنسرت آقای شهرام ناظری در كاخ نیاوران و فضایی باز شركت داشتم.
همه لباسهایی عادی پوشیده بودند مگر یك زوج.
برایم بسیار جالب بود!
دختر و پسری جواني با لباسهای زیبای كردی.

خیلی خوشم آمد كه به یاد آوردم، ما هنوز لباسهایی می پوشیم كه نشانگر كجایی بودن ماست!
به خودم كه نگاه كردم، مدل كت وشلوار و پیراهن و كفشم در هر ژورنال غیر ایرانی ای یافت می شد.
اصولا شاید دیگر ژورنال ایرانی معنا نداشته باشد!
من همه ی اینها را می پوشم، اما خوشبختانه مدتیست آویزه ی تمدن را نمی آویزم.

عده اي كراوات می زنند، اما این بدان دلیل است كه اكثرا فرهنگ ایران را نمی شناسند.
یا فرهنگشان فرهنگیست كه محمد رضا و پدر منحوسش رضا پهلوی برای ما به ارمغان گذاشتند.

چه چیزی وجود دارد كه من دریك جمع بین المللی بدون سخن گفتن به عنوان يك ايراني شناخته شوم؟

اعرابی كه آویزه آویزان به آنان بیابانگرد و سوسمار خور می گویند، هنوز هم كه هنوز است دشداشه و چفیه و عقال و اینگونه لباسها را بر تن می كنند!
جرات گفتن این كلمات را دارم چون در رسمی ترین مراسمها كه بزرگ مراسم هستم كراوات نمیزنم.
از خودم شروع كردم و این نسخه را تجویز می كنم.

زمانی كه اندكی در خودم آثاری از شخصيت دینی و هویت واقعی ایرانی نمایان دیدم،
و همچنین شناختم كه من بدون آویزه ی تمدن هم متمدن هستم آن را كنار گذاردم

پوشش نشانگر بخشي ازشخصيت وهويت انسان است
آن كسانی هم كه هنوز از این ابزار استفاده می كنند بی تمدن نیستند
شاید می توان گفت به توهینی كه به خودشان می كنند واقف نیستند
شاید هم این را توهین به هويت ملي خود نمی دانند!
نظر شما چیست؟




    لينک مطلب  



نگاشته مرا در  دوشنبه 27 آبان1387 ساعت 6:2 دلداده ی مهدی

سلام امام رضاي عزيز دلم
ايام تولدتون بود
گفتم خيلي دوست داشتم توي حرم بودم
آقا محسن از دوستاي خوبم
بهم گفت:
"ان شاء الله ایام زیارت مخصوصه حرم آقا"
گذشت
تا ديشب يكي ازدوستاي خوب ديگم
مهران باهام تماس گرفت
گفت شمارمو گم كرده بوده
ودربدر دنبالم مي گشته
ده ساله كه اين ايام ميرن مشهد
ميخواسته براي منم بليط بگيره
گفت نگران جا و غذا نباشم
يه سوئيت ميگيرن حدود ده نفري هم هستن
غذا هم ظهر و شب ميايم مهمون شما
الان حدود ساعت ششه
ببينم مي تونم بليط بگيرم يا نه
خيلي دلم براتون تنگ شده
ميخوام بيام روبروي ضريح وعشق بازي كنم



راستي
ديشب خواب ديدم تو مسجد النبي (ص) هستيم
با گروهي بودم كه سر سفره ي اهل بيت پذيرايي مي كردن
غذا خوراك گوشت بود با نون
اين به اومدنم ربطي داره؟
راستي
امام رضا من تنهايي نمياما!
بين من و شما و رفيق
يا مشهد يا قم
ممنون :)

امروز سحر بوي حرم گرفته منزل
در تاب و تبم تا كه ببينم حرم دل
گويم كه بيايم به درون به رو سياهي؟
گويي كه بيا شيعه ي من خسته ي راهي



درويکرد:انتظار و عشق

    لينک مطلب  



نگاشته مرا در  یکشنبه 26 آبان1387 ساعت 21:9 دلداده ی مهدی

عمليات فتح المبين

img/daneshnameh_up/0/00/FathOperation01.jpg

با خاتمه يافتن عمليات طريق القدس، ...








نگاشته مرا در  یکشنبه 26 آبان1387 ساعت 18:59 دلداده ی مهدی

<span style='background-color:yellow'>علامه طباطبایی</span>
ذره‌ای بودم و مهرتو مرابالا برد

علامه سیدمحمدحسین طباطبایی تبریزی در اواخر اسفند سال 1324 از تبریز به قم مهاجرت كردند و از همان آغاز خلأیی را در زمینه پرداختن حوزویان به قرآن كریم و علوم عقلی احساس كردند خود ایشان می فرمایند:








نگاشته مرا در  سه شنبه 21 آبان1387 ساعت 2:21 دلداده ی مهدی

سلام دوستان عزيز
داشتم سايت اينترنتي مجله موفقيت را مي خواندم
برخوردم به مطلبي در مورد يك بلاگ منحصر بفرد
بلاگ راوي - وبلاگ كتاب هاي صوتي
همه ي شما دوستان عزيز كه اين مطلب را مي خوانيد
و همچنين خود من
از نعمتي برخورداريم كه ديده نمي شود
چون با آن مي بينيم

بله
حداقل يك چشم كه با عينك يا بدون عينك ميبيند
اما كساني هستند
كه هر روز مي بينيم
كه نمي بينند
چون از نعمت چشم بينا بي بهره هستند
دوستاني كه در بلاگ راوي فعاليت مي كنند
كساني هستند مانند من و شما
كه البته خوب و شيوا و روان مي توانند بخوانند
و مي خوانند و ضبط مي كنند و براي سايت مي فرستند
و پس از آماده سازي دوستان و خانواده هاي نا بينايان
اين فايلهاي صوتي را براي گوش دادن آنان دريافت مي كنند
هر چند فايل را هم يك سي دي مي كنند
و براي انجمن نابينايان مي فرستدند
تا كساني كه به اينترنت دسترسي ندارند هم بشنوند

من و شما اگر دلنشين و رسا مي خوانيم
مي توانيم در اين پروژه ي زيبا همكاري و شركت كنيم
در بلاگ راوي شما را ملاقات مي كنيم
کتاب صوتی



درويکرد:انتظار و عشق

    لينک مطلب  



نگاشته مرا در  سه شنبه 21 آبان1387 ساعت 0:14 دلداده ی مهدی

سلام
يك ساعت از روز تولد امام رضا گذشته
سه شنبه شده
يك شنبه و دو شنبه همش با خودم مي گفتم
خيلي دلم ميخواست الان حرم بودم
خوش به حال مشهدي ها
حرم رو كه مي ديدم ...
بگذريم
دوست عزيزم آقا محسن به بازديد از اين كلبه ي حقير اومد
يه رد پا گذاشت روي دل من
رفتم و چند تا مطلب قشنگ توي كلبش ديدم
براتون مي نويسم با ذكر منبع
امام رضا (ع) فرمودند:
ايمان يک درجه بالاتر از اسلام است
،
و تقوا يک درجه بالاتر از ايمان است
،
و به فرزند آدم چيزی بالاتر از يقين داده نشده است


خيلي از اين حديث لذت بردم
نمي دونم من كجاي اين حديث هستم
اما توكل به خدا
منبع حديث:
http://mea.blogfa.com/post-64.aspx
و يك عكس زيبااااااااااااا كار آقا محسن:

و يك شعر زيبا كه توي بلاگ آقا محسن
و از نظرات بي پلاك
از دوستان آقا محسن بود
با دل بازي مي كنه
خيلي قشنگه :) :
هر روز در سکوت خیابان دوردست
روی ردیف نازکی از سیم می نشست

وقتی کبوتران حرم چرخ می زدند
یک بغض کهنه توی گلو داشت...می شکست

ابری سپید از سر گلدسته می پرید:
جمع کبوتران خوش آواز خود پرست!

آنها که فکر دانه و آبند و این حرم
جایی که هرچقدر بخواهند دانه هست

آنها برای حاجتشان بال می زنند
اصلا یکی به عشق تو آقا پریده است؟

رعدی زد آسمان و ترک خورد ناگهان
از غصهء کلاغ، کلاغی که عاشقست

ابر سپید چرخ زد و تکه پاره شد
هرجا کبوتری به زمین رفت و بال بست

باران گرفت - بغض خدا هم شکسته بود
اما کلاغ روی همان ارتفاع پست...

آهسته گفت: من که کبوتر نمی شوم
اما دلم به دیدن گلدسته ات خوش ست!

آقا محسن بخاطر اين مطلب ممنون!





    لينک مطلب  



نگاشته مرا در  شنبه 18 آبان1387 ساعت 2:10 دلداده ی مهدی

سلام به همه دوستان گرامي
يه فايل صوتي خيلي قشـــــــــــنگ
يكي از دوستان بهم داد
ميذارمش رو بلاگ
متنشو هم
به دليل اينكه مفهوم نيست
مي نويسم


دريافت فايل صوتي



ني ني مي فرمايند:
"شــــــلام
هميشه دلم مي خواست يه عالم با شما حرف بزنم
ولي خجالت مي كشيدم
چون فكر مي كردم شما خيلي كار داريد
ولي مامان مي گن
شما هميشه حرف همه بچه ها رو
حتي بزرگترا رو
هر جا كه باشن
هرچقدر هم كه حرف داشته باشن
مي شنوين
خيــــلي دوستون دارم
از ده تا هم بيشتر!!!!!!!
اونقد دلم خواسته بود به شما بگم
من همش منتظر شمام
من هيچ كار بدي نمي كنم
تازه به همه بچه ها هم گفتم كار زشت نكنن
چون شما رو ناراحت مي كنه
بابام مي گن
اگه ما واقعا منتظر شما باشيم
بعدش كاراي بد نكنيم
و براتون دعا كنيم
شما مياين
من انقدر بزرگ شدم كه از ياراي شما باشم؟
بابا مي گن:
اگه حواست به كارات باشه
و كار بدي نكني
تا امام زمانو ناراحت نكني
و ايشونو بيشتر و بيشتر بشناسي
خودش يه يـــــاري به شماس
من صبحا كه بيدار ميشم تا شـــب
همش دعا مي كنم براتون
پس چرا نمي ياين؟!
راستي خيلي دوستتون دارم!"

خوش به حالش چه دل پاكي داره





    لينک مطلب  



نگاشته مرا در  جمعه 17 آبان1387 ساعت 17:22 دلداده ی مهدی

عصر جمعه اي داشتم با خودم فكر مي كردم


... ... ...
حديثي شنيده بودم
كه امام حسين گفتن
سه جور عبادت كننده داره خدا
* گروهی‌ خدای‌ عزوجل‌ را از روی ‌ترس‌ عبادت‌ می‌كنند،
كه‌ این‌ عبادت‌ بردگان‌ است‌.
* جمعیتی‌خدای‌ تبارك‌ و تعالی‌ را به‌ طمع‌ بهشت‌ عبادت‌  می‌كنند،
كه‌ این ‌عبادت‌ تجار است‌. 
* دسته‌ای‌ خدای‌ متعال‌ را برای‌ دوستیش عبادت‌ می‌كنند،
كه‌ این‌ عبادت‌ آزادگان‌ است‌ و بهترین‌ نوع‌ عبادت‌ نیز همین‌ است‌

گفتم آهاي بنده ي كوچيك و بد خدا
تو كه از خدا نمي ترسي
اصولا نمي توني خدا رو درك كني
فقط ميدوني آخر همه ي خوبيهاست
آخر قدرت
آخر بزرگي
اما عقل و پندار محدود تو نمي تونه اينو درك كنه
بينهايت يعني غير قابل شمارش
اما براي بزرگي خدا نميتوني مقياس بذاري
كه بگي شد غير قابل اندازه گيري
تو نميتوني برده ي خوبي باشي...
در مقابل اين نامحدود هم چيزي نداري كه تجارت كني
بهشت رو نمي توني تصور كني
كه بهش اميد داشته باشي
ياد گرفتي كه كام يار با دل خون به ز پياله ي لبريز
تو آدم تجارت كردن هم نيستي.
وگرنه خوشي گذراي دو روز دنيا رو 
به آسايش بهشت نمي فروختي.
پس خيلي وضع خطرناكي شد
دو حالت ميمونه
يا بخاطر عشق به خدا بندگي مي كني
يا از دايره ي بندگي خارج ميشي.
و اين خيلي بده
چون تمام خلقت تسبيح مي گن
و تو خاموش؟!؟!

پس خدا يا اين راهو براي من هموار كن

لياقت بده از روي عشق بنده باشم




درويکرد:انتظار و عشق

    لينک مطلب  



نگاشته مرا در  شنبه 11 آبان1387 ساعت 21:43 دلداده ی مهدی

  وَ قَالَ اميرالمومنين علي عليه السلام :
مَنْ اءَصْلَحَ سَرِيرَتَهُ،
اءَصْلَحَ اللَّهُ عَلاَنِيَتَهُ،
وَ مَنْ عَمِلَ لِدِينِهِ،
كَفَاهُ اللَّهُ اءَمْرَ دُنْيَاهُ،
وَ مَنْ اءَحْسَنَ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ،
اءَحْسَنَ اللَّهُ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ النَّاسِ.
(۱)

  و امير مومنان علي كه درود بر او باد فرمود:
هر كه باطن خود را نيكو سازد،
خداوند هم ظاهرش را نيكو جلوه دهد.
هر كه براى دينش كار كند،
خداوند كار دنيايش را كفايت كند
و هر كه رابطه خود را با خدا نيكو گرداند،
خداوند، رابطه او را با مردم نيكو گرداند.


۱- حكمت ۴۱۵ نهج البلاغه




درويکرد:علوم رایانه

    لينک مطلب  



نگاشته مرا در  جمعه 10 آبان1387 ساعت 21:53 دلداده ی مهدی

زندگي نامه حضرت معصومه

نام شريف آن بزرگوار فاطمه و مشهورترين لقب آن حضرت، «معصومه» است. پدر بزرگوارش امام هفتم شيعيان حضرت موسى بن جعفر (ع) و مادر مكرمه اش حضرت نجمه خاتون (س) است . آن بانو مادر امام هشتم نيز هست . لذا حضرت معصومه (س) با حضرت رضا (ع) از يك مادر هستند. در ميان فرزندان امام موسي كاظم (ع)، تنها امام رضا (ع) و حضرت معصومه (س) از يك مادر مي باشند.

ولادت آن حضرت در روز اول ذيقعده سال ١٧٣ هجرى قمرى در مدينه منوره واقع شده است.

ديرى نپاييد كه در سن ده سالگي (۲۵ رجب ۱۸۳ ه. ق) با مصيبت شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون در شهر بغداد روبرو شد. از آن پس تحت مراقبت و تربيت برادر بزرگوارش حضرت على بن موسى الرضا (ع) قرارگرفت. (با توجه به سال تولد امام رضا كه ۱۴۸ يا ۱۵۳ ه.ق. ذكر شده است ايشان با برادرشان امام رضا (ع) ۲۵ الي ۳۰ سال اختلاف سن داشته اند.)

در سال ٢٠٠ هجرى قمرى در پى اصرار و تهديد مأمون عباسى سفر تبعيد گونه حضرت رضا (ع) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون اين كه كسى از بستگان و اهل بيت خود را همراه ببرند راهى خراسان شدند.

يك سال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه (س) به دليل دريافت نامه اي از امام و براي اداي رسالت زينبي و پيام ولايت به همراه عده اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حركت كرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى شد.

اين جا بود كه آن حضرت نيز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زينب(س) پيام مظلوميت و غربت برادر گراميشان را به مردم مؤمن و مسلمان مى رساندند و مخالفت خود و اهل بيت (ع) را با حكومت حيله گر بنى عباس اظهار مى كرد.

بني عباس سعي داشتند با استفاده از نام اهل بيت و بواسطه ي اينكه از فرزندان عموي پيامبر هستند با آنان منسوب كنند و ادامه ي غصب خلافت نبي اكرم را كه پس از فوت ايشان بنا نهاده شده بود، پي گيرند. اهل بيت نيز از فرصتهاي گوناگون براي افشاگري استفاده مي كردند.

تا كاروان حضرت به شهر ساوه رسيد عده اى از مخالفان اهل بيت كه از پشتيبانى مأموران حكومت برخوردار بودند،سر راه را گرفتند و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در نتيجه تقريباً همه مردان كاروان به شهادت رسيدند و مصيبتي همانند آنچه بر حضرت زينب گذشت بر ايشان وارد شد. بنابر نقلى حضرت(س) معصومه را نيز مسموم كردند.

به هر حال ، يا بر اثر اندوه و غم زياد از اين ماتم و يا بر اثر مسموميت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه (س) بيمار شدند و در يكي از منازل ساوه اقامت گزيدند. بزرگان شهر قم كه خبر اقامت حضرت در ساوه و مصيبت وارده به ايشان را شنيده بودند به رهبري «موسى بن خزرج» بزرگ خاندان «اشعرى» به استقبال آن حضرت شتافتند و عده فراوانى از مردم پياده و سواره گرداگرد كجاوه حضرت در حركت بودند، حدوداً در روز ٢٣ ربيع الاول سال ٢٠١ هجرى قمرى حضرت وارد شهر مقدس قم شدند.

سپس در محلى كه امروز «ميدان مير» ناميده مى شود سكني گزيدند. آن بزرگوار به مدت ١٧ روز در اين شهر زندگى كرد و در اين مدت مشغول عبادت و راز و نياز با پروردگار متعال بود.
محل عبادت آن حضرت در مدرسه ستيه به نام «بيت النور» هم اكنون محل زيارت ارادتمندان آن حضرت است.

سرانجام در روز دهم ربيع الثانى  سال ٢٠١ هجرى پيش از آن كه به جهت ظلم حكومت مامون عباسي ديدگان مباركش به ديدار برادر روشن شود، در ۲۸سن سالگي، در ديار غربت و با اندوه فراوان ديده از جهان فروبست و شيعيان را در ماتم خود به سوگ نشاند. مردم قم با تجليل فراوان پيكر پاكش را به سوى محل فعلى كه در آن روز بيرون شهر و به نام «باغ بابلان» معروف بود تشييع نمودند.

همين كه قبر مهيا شد دراين كه چه كسى بدن مطهر آن حضرت را داخل قبر قرار دهد دچار مشكل شدند، كه ناگاه دو تن سواره كه نقاب به صورت داشتند از جانب قبله پيدا شدند و به سرعت نزديك آمدند و پس از خواندن نماز يكى از آن دو وارد قبر شد و ديگرى جسد پاك و مطهر آن حضرت را برداشت و به دست او داد تا در دل خاك نهان سازد.
آن دو نفر پس از پايان مراسم بدون آن كه با كسى سخن بگويند بر اسب هاى خود سوار و از محل دور شدند.


همانگونه كه از نام اين  حضرت پيداست، ايشان داراي مقام عصمت بودند و در بين امام زادگان، بجز حضرت زينب سلام الله عليه و حضرت ابالفضل العباس عليه السلام از ديگر امام زادگان مقام و منزلت والاتري را دارا هستند.

در توضيح چگونگي كفن و دفن ايشان آمده، همانگونه كه مريم سلام الهه عليه توسط عيسي عليه السلام، نبي اكرم و فاطمه سلام الله عليها توسط علي ابن ابيطالب امير المومنين عليه السلام و حضرت امام رضا توسط فرزندشان حضرت امام جواد كه آن روز در مدينه بودند غسل و كفن و دفن شدند، ايشان نيز توسط برادر گراميشان كفن و دفن شده اند.

پس از دفن حضرت معصومه(س) موسى بن خزرج سايبانى از بوريا بر فراز قبر شريفش قرار داد تا اين كه حضرت زينب فرزند امام جواد(ع) به سال ٢٥٦ هجرى قمرى اولين گنبد را بر فراز قبر شريف عمه بزرگوارش بنا كرد و بدين سان تربت پاك آن بانوى بزرگوار اسلام قبله گاه قلوب ارادتمندان به اهلبيت (ع). و دارالشفاي دلسوختگان عاشق ولايت وامامت شد.

احاديث منقول از حضرت معصومه (س)

حدثتني فَاطِمَةُ وَ زَيْنَبُ وَ أمَّ كُلْثُوم بَنَاتُ مُوسَى بْن ِ جَعْفَر قُلْنَ:... عَنْ فَاطِمَةَ بِنْت ِرَسُول ِاللّه ِصَلَّى اللّه عَلَيْه ِوَ آله و سَلَّمَ وَ رَضِىَ عَنْهَا قَالَتْ : «أنَسِيتُمْ قَوْلَ رَسُول ِاللّه ِصِلَّى اللّهُ عَلَيْه ِوَ سَلَّم يَوْمَ غَد ِ ير ِخُمٍّ، مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوُلاهُ وَ قَوْلُهُ صَلَّى اللّهُ عَلَيْه ِوَ آله و سَلَّمَ ،أنْتَ مِنِّى بِمَنْز ِلَة ِهَارُونَ مِنْ مُوسى؟!» فاطمه معصومه (س) اين روايت را از دختر امام صادق(ع) نقل مى كند كه سلسله سندش در نهايت به فاطمه زهرا(س) مى رسد.

فاطمه زهرا(س)، دختر بزرگوار رسول اكرم (ص) فرمود: « آيا فرمايش رسول خدا(ص) را در روز غدير خم فراموش كرده ايد كه فرمود: هر كس من مولاى اويم، على مولاى اوست، و (آيافراموش كرده ايد) ديگر فرمايش آن حضرت را كه فرمود: تو براى من همانند هارون براى موسى هستى؟!»(١)

… عَنْ فَاطِمَةُ بِنْتَ موسَى بْن جَعْفَر (ع)... عَنْ فَاطِمَةَ بِنْت ِرَسُول ِاللّهِ صَلَّى اللّه عَلَيْه ِوَ آلِهِ وِ سَلَّمَ ، قَالَتْ: قَالَ رَسُولُ اللّه ِصَلَّى اللّه ِعَلَيْه ِوَ آلِه ِوَ سَلَّمَ : «ألا مَنْ ماتَ عَلى حُبِّ آل ِمُحَمَّد ماتَ شَهِيداً. فاطمه معصومه(س)، از دختر امام صادق (ع) روايتى نقل مى كند كه سلسله سندش به حضرت فاطمه زهرا(س)مى رسد كه آن حضرت مى فرمايد: حضرت رسول اكرم (ص) فرمود: «آگاه باشيد! هركس با محبّت آل محمّد بميرد شهيد از دنيا رفته است.»

البته مقام محبت آل محمد و محبين آنان در مطالب بعدي به تفصيل خواهد آمد.

مرحوم علامه مجلسى از شيخ صدوق روايتى بس ارزشمند درباره ارزش زيارت فاطمه معصومه (س) نقل مى كند:
قَالَ سَألْتُ اَبَا الْحَسَن ِالر ِّضَا(ع) عَنْ فَاطِمَةَ بِنْت ِمُوسَى بْن ِجَعْفَر (ع)، فَقَالَ مَنْ زَارَهَا فَلَهُ الْجَنَّةَ. راوى گويد از امام رضا(ع) درباره حضرت فاطمه معصومه پرسيدم. آن حضرت فرمود:« هركس قبرش را زيارت كند، بهشت بر او واجب مى شود .

جايگاه حضرت معصومه در احاديث ائمه

روى القاضى نور اللّه عن الصادق عليه السلام قال: ان للّه حرماً و هو مكه ألا انَّ لرسول اللّه حرماً و هو المدينة ألا وان لاميرالمؤمنين عليه السلام حرماً و هو الكوفه الا و انَّ قم الكوفة الصغيرة ألا ان للجنة ثمانيه ابواب ثلاثه منها الى قم تقبض فيها امراة من ولدى اسمها فاطمه بنت موسى عليهاالسلام و تدخل بشفاعتها شيعتى الجنة با جمعهم .


خداوند حرمى دارد كه مكه است پيامبر حرمى دارد و آن مدينه است و حضرت على (ع) حرمى دارد و آن كوفه است و قم كوفه كوچك است كه از 8 درب بهشت سه درب آن به قم باز مى شود - زنى از فرزندان من در قم از دنيا مى رود كه اسمش فاطمه دختر موسى (ع) است و به شفاعت او همه شيعيان من وارد بهشت مى شوند . عن سعد عن الرضا(ع) قال: يا سعد من زارها فله الجنة ثواب الأعمال و عيون اخبار الرضا(ع): عن سعد بن سعد قال: سالت اباالحسن الرضا(ع) عن فاطمه بنت موسى بن جعفر (ع) فقال: من زارها فله الجنة

امام رضا (ع) فرمود- كسى كه حضرت فاطمه معصومه را زيارت كند پاداش او بهشت است كامل الزيارة:عن ابن الرضا عليهماالسلام قال: من زار قبر عمتى بقم فله الجنة امام جواد - كسى كه عمه ام را در قم زيارت كند پاداش او بهشت است . امام صادق (ع): من زارها عارفاً بحقّها فله الجنة (بحار ج ٤٨ صفحه ٣٠٧) (اين تعبير بخشى از روايت مذكور در همين ورق شماره ٧ است ) امام صادق (ع): كسى كه آل حضرت را زيارت كند در حالى كه آگاه و متوجه شأن و منزلت او باشد به بهشت مى رود.

امام صادق (ع): «الّا انَّ حرمى و حرم ولدى بعدى قم» بحار ج ٦٠ صفحه ٢١٦ امام صادق (ع) - آگاه باشيد كه حرم و حرم فرزندان بعد از من قم است جايگاه حضرت معصومه(س) لقب «معصومه» را امام رضا(ع) به خواهر خود عطا فرمود: آن حضرت در روايتى فرمود: «مَنْ زَارَ الْمَعصُومَةَ بِقُمْ كَمَنْ زَارَنى.» (۲) «هركس معصومه را در قم زيارت كند،مانند كسى است كه مرا زيارت كرده است.» اين لقب، كه از سوى امام معصوم به اين بانوى بزرگوار داده شده، گوياى جايگاه والاى ايشان است.

امام رضا(ع) در روايتى ديگر مى فرمايد: هركس نتواند به زيارت من بيايد، برادرم را در رى يا خواهرم را در «قم» زيارت كند كه ثواب زيارت مرا در مى يابد. (۳)

لقب ديگر حضرت معصومه(س) «كريمه اهل بيت» است. اين لقب نيز بر اساس رؤياى صادقانه يكى از بزرگان، از سوى اهل بيت به اين بانوى گرانقدر داده شده است.

ماجراى اين رؤياى صادقانه بدين شرح است : مرحوم آيت اللّه سيّد محمود مرعشى نجفى، پدر بزرگوار آيت اللّه سيد شهاب الدين مرعشى (ره) بسيار علاقه مند بود كه محل قبر شريف حضرت صدّيقه طاهره (س) را به دست آورد. ختم مجرّبى انتخاب كرد و چهل شب به آن پرداخت. شب چهلم پس از به پايان رساندن ختم و توسّل بسيار، استراحت كرد. در عالم رؤيا به محضر مقدّس حضرت باقر(ع) و يا امام صادق (ع) مشرّف شد. امام به ايشان فرمودند: «عَلَيْكَ بِكَرِيمَةِ اَهْل ِ الْبَْيت ِ.» يعنى به دامان كريمه اهل بيت چنگ بزن .

ايشان به گمان اينكه منظور امام (ع) حضرت زهرا(س) است، عرض كرد: «قربانت گردم، من اين ختم قرآن را براى دانستن محل دقيق قبر شريف آن حضرت گرفتم تا بهتر به زيارتش مشرّف شوم.»امام فرمود: «منظور من، قبر شريف حضرت معصومه در قم است.» سپس افزود:«به دليل مصالحى خداوند مى خواهد محل قبر شريف حضرت زهرا(س) پنهان بماند؛ از اين رو قبر حضرت معصومه(س) را تجلّى گاه قبر شريف حضرت زهرا(س) قرار داده است. اگر قرار بود قبر آن حضرت ظاهر باشد و جلال و جبروتى براى آن مقدّر بود، خداوند همان جلال و جبروت را به قبر مطهّر حضرت معصومه(س) داده است.»مرحوم مرعشى نجفى هنگامى كه از خواب برخاست، تصميم گرفت رخت سفر بر بندد و به قصد زيارت حضرت معصومه (س) رهسپار ايران شود. وى بى درنگ آماده سفر شدو همراه خانواده اش نجف اشرف را به قصد زيارت كريمه اهل بيت ترك كرد. (۴)

نكته اي در مورد منزلت زيارت حضرت معصومه (س)

مردي از امام جواد عليه السلام در مورد مقايسه ي ثواب زيارت حضرت رضا در مشهد و حضرت امام حسين در كربلاء پرسيد. حضرت فرمودندزيارت پدرم در مشهد افضل است. همانگونه كه در حديث شماره (۲) ذكرشد، زيارت حضرت معصومه هم تراز زيارت حضرت رضا در مشهد است. از مقايسه ي اين دو زيارت به فضيلت زيارت حضرت معصومه پي مي بريم.  

امروز جمعه، دهم آبان ۱۳۸۷ هجري شمسي مصادف با تولد آن بانوي گرامي دختر امام موسي كاظم و روز دختر بود. ضمن اينكه روز دختر را به همه ي بانوان پيرو مكتب اهل بيت تبريك عرض مي كنم، در زيارت آن حضرت كه قسمت اين بنده ي كوچك شد، از سوي همگي شما مومنين نائب الزياره بودم. ان شاء الله كه خداوند اين عمل را از من بپذيرد و ثوابش را نيز در نامه ي اعمال همگي مومنين ثبت نمايد.

و من الله التوفيق



١-عوالم العلوم، ج ٢١، ص ٣٥٣ به نقل از اسنى المطالب ص ٤٩ تا ص ٥١
۲-ناسخ التواريخ، ج ٣، ص ٦٨، به نقل از كريمه اهل بيت، ص ٣٢
۳-زبدة التصانيف، ج ٦، ص ١٥٩، به نقل از كريمه اهل بيت، ص ٣ .
۴-كريمه اهل بيت، ص٤٣، با تلخيص و تصرّف .



درويکرد:انتظار و عشق

    لينک مطلب  



نگاشته مرا در  دوشنبه 6 آبان1387 ساعت 11:30 دلداده ی مهدی

یورش به خانه وحى!

اخیراً یک فرد ناآگاه از تاریخ صحیح اسلام در منطقه سیستان و بلوچستان مقاله اى درباره دخت گرامى پیامبر(ص)نوشته و نام آن را «افسانه شهادت فاطمه زهرا(ع)» گذارده است. در این مقاله پس از ذکر مناقب و فضایل آن حضرت، خواسته است شهادت و بى حرمتى را که درباره آن حضرت انجام گرفته، منکر شود.







نگاشته مرا در  شنبه 4 آبان1387 ساعت 21:1 دلداده ی مهدی

تا صبح بيدار بودم
نماز خوندم
ساعتو تنظيم كردم
كه هشت و نيم زنگ بزنه
زنگ زد اما تو خواب خاموشش كردم
بيدار شدم ديدم ده شده
زنگ زدم آژانس
سوار شدم رفتيم انقلاب
خيلي ماشينا اومده بودن و عقب مونده بودن
هي با خودم مي گفتم چرا خواب موندم؟
اگر نرسم چي؟
يه كم فكر كردم
ديدم اگر زود مي رسيدم
به خاطر درد پام
زياد نمي تونستم تشييع كنم
شهدا راضي نبودن زياد راه برم
(گفت: رسيدي بهشون؟)
گفتم: آره
يه كم مونده به دانشگاه رسيدم
كيك و آب ميوه همبهم دادن
ميوه و شيريني بهشتي نبود
اما مال حلال بود
تقاطع اميرآباد و فاطمي پياده شدم
بسته بودن راهو
انگار صحراي محشر بود
مردم با لباساي مشكي
پراكنده
مي رفتن بالايي
ازكنار مسجد امير هم رد شدم
اما اون طرفي كشيده مي شدم
بيمارستان قلبو دور زديم
رسيدم به قافله
ماشيناي پليس پشت كاروان فلاشر زده بودن
با تعدادي ماشيناي شخصي
مثل كاروان عروس
(و گريستم و گريست)
رفتم تو پياده رو
هر كسي يه حالي داشت
زن و مرد جدا شدن ورودي دانشگاه
يه شهيدو زنا تشييع مي كردن
دو تا شهيدو مردا
اول كه وارد مي شديم به دانشگاه
بلندگو شروع كردبه خوندن
ياد امام و شهدا دلو ميبره كرب و بلا، دلو ميبره كرب و بلا
(و گريستم و گريست)
دستم رسيد به هر دو تا تابوت
روشون پرچم ايران كشيده بودن
با نايلون كه كسي پرچمو پاره نكنه
سراسر راه عكاس و فيلم بردار بود
يه كم جلوتر مي خوندن
كجاييداي شهيدان خدايييييييي بلاجويان دشت كر بلايييييييي







نگاشته مرا در  شنبه 4 آبان1387 ساعت 1:13 دلداده ی مهدی

بسم رب الشهداء و الصديقين
شب سوم آبان بود
با سيده خانم صحبت مي كردم
مي گفت كمي پيش خواب رفتم
ديدم بابا در حال تدارك يك مجلس ميهماني است
طبق هاي بزرگ ميوه و شيريني
و با بيسيمي كه در دست بود
سراپا شوق
مي گفت ميهمان داريم
بابا گفته بود من هم ميهمانم
سيده خانم به بابا گفته بود
تو ميزباني يا ميهمان؟
بابا گفته بود من هم ميهمانم و هم ميزبان
و بلند بلند مي خنديد بابا
و ميگفت همه به استقبال ميهمانان برويد
به من و يكي ديگر اشاره كردهبود كه شما برويد استقبال
اين تاكيد بود
و بابا اشاره ميكرد به سه كفن كوچك و يك كفن بزرگ

و اين را كه مي گفت من مي ترسيدم
در آستانه ي شهادت امام صادق بوديم
و در حسينيه ي آيت الله علوي مجلسي برپا مي شود
با شكوه
ترس بر وجودم افتاد كه نكند جريان بمب گذاري اي در كار باشد
صبح جمعه
بعد از نماز رفتم به حسينيه
ميان برنامه ها نشستم رو بروي حاج آقا علوي كه مطلب را بگويم
اما زبانم بند مي آمد
با خوش و بش آمدم اين طرف
و مجلس تمام شد و آمدم منزل

شب شد
دقايقي پيش
سيده خانم مجدد تماس گرفت و مرا گفت
با اندوه و مويه
كه پلاكاردهايي در شهر ديده كه
سه شهيد گمنام از دانشگاه تهران
تا تربيت مدرس تشييع مي شوند
شنبه نه صبح


و دانسته است كه آن ميهمانان پدر شهيدش
و ديگر شهدا در بهشت كيستند

من شرمنده شدم
چون ديشب كه داستان را شنيدم
فرض كردم سه كودك شهيد خواهد شد

و اكنون داستان شهداي تفحص را مي شنوم

به يادمناطق عملياتي در سال ۷۸ افتادم
كه ميان كاروان ها ولوله شد

چشم گرداندم
ديدم قنداقه هايي مي آيند بر روي دست

گفتم الهي كودكي تشنه است

و فهميدم شهيدي سيراب شده
به دامان وطن مي آيد

نمي دانستم كه براي دفن شهدا در بهشت جشن مي گيرند

مگر نه آنكه ما بر سر وسينه مي زنيم كه مسلماني را شهيد كردند و از دست داديم؟

و مگر نه اينكه بهشتيان هلهله مي كنند كه اين شهدا به آنان پيوستند؟

پس فردا را گرامي بداريد كه بهشتيان بر چشمان ما قدم مي گذارند

يا علي مدد




درويکرد:انتظار و عشق

    لينک مطلب  



نگاشته مرا در  شنبه 4 آبان1387 ساعت 0:14 دلداده ی مهدی

تقدیم

مردى از امام صادق علیه السلام نصیحتی خواست! آن حضرت به او فرمودند:

۱- اگر خداى تعالى روزى را به عهده گرفته است غصه خوردنت براى چیست؟!

۲- اگر روزى تقسیم شده است، حرص و آز براى چیست؟!

۳- و اگر سنجش (در قیامت) حق است، پس ثروت اندوزى براى چیست؟!

۴- و اگر عوض دادن خداى تعالى حق است، پس بخل ورزیدن براى چیست؟!

۵- و اگر كیفر الهى آتش دوزخ است، پس گناه براى چیست؟!

۶- و اگر مرگ حق است، پس شادمانى براى چیست؟!

۷- و اگر (كارنامه) اعمال بر خدا عرضه مى‏شود، پس فریب براى چیست؟!

۸- و اگر گذر كردن بر صراط حق است، پس خودپسندى براى چیست؟!

۹- و اگر تمام چیزها به قضا و قدر است، پس اندوه براى چیست؟!

۱۰- و اگر دنیا ناپایدار است، پس اعتماد و آرامش به آن براى چیست؟!

شهادت امام جعفر صادق بر پيروان راستينش تسليت باد
 





    لينک مطلب