مي گويند علي در كجاي قرآن آمده است؟
نابينايان به معرفت را خورشيد هم بينا نمي كند!
كدام عبدي را مي يابيد كه از علي بنده تر باشد؟
كدام مردي را مي يابيد كه بر او پيشي گرفته باشد
شمشير از رو بسته اند
همه ي گروهها شمشير از رو بسته اند
از جهل من و تو به دينمان و قرآن استفاده مي كنند
حرام خوران و حرام زادگان و حرام پروران
آنچنان ما را فريب مي دهند
كه براي اثبات حقانيت علي
به قال الباقر و قال الصادق نمي پردازيم
به قال ابوهريره چنگ ميزنيم
با كتب آنها امامانشان را آتش بزنيد
و با احاديث ائمه و قرآن
اهل بيت و تطهير را بشناسيد
تا كي به تاريخ طبري ها بپردازيم؟
ببينيد امام محمد باقر چگونه خطابه ي غدير را نقل فرمود
مي گويند راوي شيعه بوده و ارزشي ندارد
دوستان من
تا آنجايي كه امامان آنها را خلع ايمان مي كنيد
از رواياتشان استفاده كنيد
خدعه ي دشمنان علي، به ارزش دادن شما به راويان آنهاست
از احاديث امامان غافل نشويم
در ادامه خطابه ي غدير را از سايت تبيان اوردم.
باشد كه بخوانيم و بدانيم امت محمد از چه دستوري سر باز زدند!
يا علي مدد![]()
خدايا ممنونتم
كه دوباره سفره باز كردي
و منو هم دعوت كردي
ممنونتم
كه امسال حال و هوا يه جور ديگس
ممنونتم
كه تو اين حموم بي نمره
منو كه خيلي بايد شسته بشم
راهم دادي
خدايا ممنونتم
خدايا ممنونتم![]()
به نام خدا
امروزه اینترنت بخشی از فضای فکری جامعه ی ماست و مباحثیکه در سطح جامعه به شکل پنهانی عنوان می شود، در آن به صورت آشکارا مطرح می شود.
یکی از مباحث جنجال برانگیزی که مطرح می شود مربوط به حقوق بانوان و منافات قانون با آن می باشد.
در سایتهای گوناگونی بحثهایی پیرامون ماده ۱۱۰۸ قانون مدنی و مواد پیش و پس آن می شود. آن ماده می گوید: هرگاه زن بدون مانع مشروع از اداي وظايف زوجيت امتناع كند مستحق نفقه نخواهد بود.
در ابتدا باید بگویم این روایت آنچنان حساس است که با ذکر جمیع منابع جمع می گردد. در زیر یک بخش آن را اثبات می کنم:
منبع:
دستها سایه بان چشمانم
کاروانی ز دور می آید
در بیابان تشنه و برهوت
گرد و خاکی ز دور می آید
آی بارانیان به کوچه زنید
تا که پایان دهید فاصله را
گوش دل گر دهید می شنوید
بی قراری زنگ قافله را
بین یک حلقه از بنی هاشم
محملی خوش خرام می آید
پشت پرده فرشته ای آرام
با وقار تمام می آید
دور بادا و دور چشم فلک
زینب از راه دور می آید
سر عالم به زیر چون بانو
قصد دارد نزول فرماید
خیمه ها یک به یک علم گردید
جان عالم فدای خیمه ی دوست
اولین خیمه ای که قد افراشت
خیمه ی زینب است چون بانوست 
خیل اصحاب گرد شمع وجود
چشمها بی قرار ثار الله
دست در دست باد دخترکی
پا به پای حسین عبد الله
هرچه کودک پیاده شد آخر
بوسه از گونه ی عمویش کرد 
و عمو تا رقیه اش را دید
پاک خاک از لباس و مویش کرد
ناقه ای روی خاک زانو زد
ضرب خورشید آسمان جم شد
هر کسی بود گرد محمل عشق
دست بر سین اش زد و خم شد
پرده تا از کجاوه رفت کنار
رخ عیان کرد عمه ی سادات
گوش کن می رسد صدای حسین
همگی بهر عمه جان صلوات 
هاشمیون کنار هودج نور
همگی ذکر فاطمه بر لب
و علم گشت بیرق عباس
در کنار کجاوه ی زینب 
آفتاب و تمام شدت آن
مهربان شد ب صورت عمه
باد میزد به پرچم عباس
سایه بان شد به صورت عمه
دست اکبر گرفت دستی را
دست دیگر به بازوی عباس
پای عباس شد رکاب حرم
پای زینب به زانوی عباس
یل ام البنین به چشم کشید
گوشه ی آستین بانو را 
زینب او را فشرد در آغوش
بوسه ای ایزد میان ابرو را
گفت داغ تو را نبینم من
عین آرامشم تویی عباس
من فدایت که در مصیبتها
آخرین خواهشم توی عباس
با چنین عزت و جلال و شکوه
گشت خاتون پیاده از محمل
چند روزی گذشت باز رسید
ناقه های برهنه وای از دل 
نه عمویی کنار عمه رسید
نه عصایش دوست اکبر بود
آنکه هر دم کنار زینب بود
بین گودال پاره پیکر بود 


(ببخشید امشب عاشورایی بود.)
دوستش دارم
خیلـــــــــــــــی
از وقتی دیدمش دلمو برد
یعنی نه
قبلش
از اولین باری که بهش تلفن زدم
روی دلم رژه رفت
وقتی دیدمش عاشقش شدم
دوست دارم بشینم
ساعتها فقط نگاهش کنم
وقتی حرف میزنه
نمی تونم صداشو ضبط کنم
نمیشه هم قلم بگیرم دستم تند تند بنویسم
هر کلمه که میگه میگم این خیلی به دلم نشست
بنویسمش حفظش کنم
اما
بعدی هم مهمه
بعدی هم دل میبره
آخرش من میمونم و شیدایی
اما
وقتی لازم بشه حرفاش میاد جلوی چشمم
چند روزه مریضه
درد داره
نمیتونه بخوابه
عاشقشم بی خواب شده
براش دعا کنید
خیلی براش دعا کنید
براش میترسم
آخه خیلی حسود داره
خیلی بدخواه داره
خیلی دشمن داره
به خونش تشنن
چرا؟
چون آدم بزرگیه
چون به کسی توجه الکی نمیکنه
چون دل میبره
چون سوگولی بهترین آدمها و خداس
چون مرد خداس!
خدا یا ممنونم
همه چیز دنیا را جوری تنظیم کردی
که مرا دوست داشته باشی
وقتی نیکی می کنم
به تو می رسم
وقتی گناه می کنم
جایی ندارم تا پیش تو بیایم
همه چیز را جوری تنظیم کرده ای
تا تو را ملاقات کنم
همه چیز و همه چیز
مجلس گناه برپا می کنند
حالی برایم پیش می آوری
که نزد تو بیایم
به مجلس شادی اهل بیت می روم
حالی برایم پیش می آوری
که نزد تو بیایم
خدایا ممنونم
خدایا
تو هميشه اقرب من حبل الوريد هستی
دوري از تو ممکن نيست
من تنها غافل مي شوم
تو هستی
و من چشم می بندم
ولی
غم نيست که راه رفت و امد باز است
طاعت اگرم نيست گناهي دارم
به من آموختی
که اگر بخوانم تو را اجابت کنی مرا
و باز آموختی ام
که اینگونه بخوانمت
یا سریع الرضا
ممنونم یا سریع الرضا ![]()







