دستی که اشاره به حقیقتی می کند
به من خدمتی می کند
وموجب بیداری می شود
محترم است.
اما آیا جایگاه این نشانه را
باید با حقیقت تعویض نمود؟
چرا باب شده دم از ایثارگران می زنند
و حقوق مستضعفین را همانها ضایع می کنند؟
اینها نشانه اند و عدالت هدف
نوک انگشت و ماه ![]()
سلام به همه ی دوستان خوبم
یک خبر خیلی خوب دارم!
نمی دونم آقای همیشه امیدوار ما رو میشناسید یا نه
مدیر بلاگ خانوم خانوما
البته حقیقتشو بخواید
آقا جواد اونجا صاحب خونه نیستا
صاحبش خانوم خانوماشون هستن
یه تبریک از طرف همه ی دوستام به شما جوونای با ایمان میگم
بابت اینکه آقا جواد
رتبه ی دو ی کنکور ارشد شده!!!!!![]()
و یه هدیه هم براشون آماده میکنیم البته سر گشاده
بچه ها دعا کنید هرچه زودتر این جوونها عروسی کنن
و ایشالا ما رو هم دعوت کنن
اگر هم نشد
کیک برامون آپ کنن![]()
دوستتون داریم
مهدی و دوستان![]()

انسانهای قوی
آنگاه که در انبوه مردم قرار می گیرند
احساس آرامش می کنند
و انسان ضعیف
در این موقعیت
احساس قدرت می کند
حس خود را مرور کنید!
وصیت نامه حضرت زهرا قبل ازشهادت
"بِسْمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم. هذا ما اَوْصَتْ بِهِ فاطِمَةُ بِنْتُ رَسولِ اللهِ، اَوْصَتْ وَ هِیَ تَشْهَدُ اَنْ لا الهَ اِلاّ اللهُ وَ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسولُهُ وَ اَنَّ الْجَنَّةَ حَقُّ وَ النّارَ حَقُّ وَ اَنَّ السّاعَةَ آتِیَةٌ لارَیْبَ فیها وَ اَنَّ اللهَ یَبْعَثُ مَنْ فُی الْقبورِ، یا عَلِیُّ اَنَا فاطِمَةُ بَنتُ مُحَمَّدٍ(ص) زَوَّجْنَی اللهُ مَنْکَ لأکونَ لَکَ فِی الدُّنیا وَ الاخِرةِ، اَنْتَ اَوْلی بِی مِنْ غَیْرِی، حَنِّطْنی و غَسِّلْنِی و کَفِّنِّی بِاللَّیلِ وَ صَلِّ عَلَیَّ وَ ادْفِنِّی بِاللَّیْلِ وَ لا تُعْلِمْ اَحَداً وَ اَسْتَوْدِعُکَ اللهَ و اقْرَءُ عَلی وُلْدِی السَّلامَ اِلی یَومِ الْقِیامَةِ؛
به نام خداوند بخشنده و مهربان. این وصیّتنامه فاطمه دختر رسول خداست و در حالی وصیّت میکند که شهادت میدهد خدایی جز خدای یگانه نیست و محمّد(ص) بنده و پیامبر اوست و بهشت حق است و آتش جهنم حق است و همانا روز قیامت فراخواهد رسید و شکّی در آن نیست و خداوند مردگان را از قبر زنده کرده، وارد محشر میفرماید.
ای علی! من فاطمه دختر محمّد هستم. خدا مرا به ازدواج تو درآورد تا در دنیا و آخرت برای تو باشم. تو از دیگران بر من سزاوارتری. حنوط و غسل و کفن کردن مرا در شب به انجام رسان و شب بر من نماز بگزار و شب مرا دفن کن و به هیچ کس اطّلاع نده. تو را به خدا میسپارم و بر فرزندانم تا روز قیامت، سلام و درود میفرستم
-----------------------
درد دل حضرت علی درخاکسپاری مظلومانه
حضرت زهرا(سلام الله علیها)
الإمامُ علیٌّ علیه السلام - عِندَ دَفنِ فاطِمَةَ علیها السلام - : السَّلامُ عَلَیكَ یا رَسولَ اللَّهِ عَنّی وَعَن اِبنَتِكَ النّازِلَةِ فی جِوارِكَ وَالسَّریعَةِ اللَّحاقِ بِكَ . قَلَّ یا رَسولَ اللَّهِ عَن صَفیَّتِكَ صَبری ، وَرَقَّ عَنها تَجَلُّدی ؛ إلاّ أنَّ لی فی التَّأسّی بِعَظیمِ فُرقَتِكَ وَفادِحِ مُصیبَتِكَ مَوضِعَ تَعَزٍّ . فَلَقَد وَسَّدتُكَ فی مَلحودَةِ قَبرِكَ ، وَفاضَت بَینَ نَحری وَصَدری نَفسُكَ . فَإنّا للَّهِ وَإنّا إلَیهِ راجِعونَ . فَلَقَد استُرجِعَتِ الوَدیعَةُ ، وَأُخِذَتِ الرَّهینَةُ . أمّا حُزنی فَسَرمَدٌ ، وَأمّا لَیلی فَمُسَهَّدٌ إلى أن یَختارَ اللَّهُ لی دارَكَ الَّتی أنتَ بِها مُقیمٌ . وَسَتُنَبِّئُكَ ابنَتُكَ بِتَضافُرِ أُمَّتِكَ عَلى هَضمِها فَأحفِها السؤالَ وَاستَخبِرها الحالَ . هذا وَلَم یَطُلِ العَهدُ وَلَم یَخلُ مِنكَ الذِّكرُ . وَالسَّلامُ عَلَیكُما سَلامَ مُوَدِّعٍ لا قالٍ وَلا سَئِمٍ . فَإن أنصَرِف فَلا عَن مَلالَةٍ ، وَإن أُقِم فَلا عَن سوءِ ظَنٍّ بِما وَعَدَ اللَّهُ الصّابِرینَ .
امام على علیه السلام - در هنگام خاكسپارى فاطمه علیها السلام
سلام بر تو اى رسول خدا ! از من و دخترت ، كه در كنارت آرمیده و زودتر (از دیگران) به تو رسیده. اى رسول خدا، از جدایى دردانهدخترت صبرم لبریز گشته و تاب توان از كفم رفته است . اما ، یادآورى فراق جانگداز تو و مصیبت بزرگ از دست رفتن تو در این هنگام ، مایه تسلّاى من است ؛ زیرا هرگز از یاد نمىبرم آن لحظاتى را كه سرت به سینه من بود و در آغوش من جان دادى و من با دست خود سر تو را بر سنگ آرامگاهت نهادم . همه ما از آن خداییم و همگى به سوى او باز مىگردیم . اینك امانتى (كه به من سپرده بودى) بازگردانیده شد و گروگان دریافت شد . امّا از این پس ، اندوه من (از غم فراق شما) همیشگى خواهد بود و شبهایم به بیدارى خواهد گذشت ، تا آن گاه كه خداوند سرایى را كه تو در آنى ، برایم برگزیند . بزودى دخترت تو را از ستمها و حق كشیهایى كه امتت ، همداستان ، در حقّ او روا داشتند ، آگاه خواهد ساخت . همه وقایع را از او بپرس و اخبار اوضاع و احوال را از وى جویا شو . این ستمها در حالى شد كه هنوز از رفتن تو مدتى نگذشته ، و یادت از میان نرفته بود . بدرودتان باد ، بدرودى وداع گونه ، نه از سر نفرت و بیزارى . پس ، اگر از نزد شما بروم ، به سبب ملال و بىعلاقگى نیست و چنانچه بمانم ، نه از آن روست كه به آنچه خداوند به شكیبایان وعده دادهاست ، بدگمانم
به نام خدا
مدتی پیش به قرار دادن مطالبی در مورد ارتباطات زناشویی در این بلاگ اقدام کردم.
واکنش های جالبی دیده شد، که از جمله نسبت دادن هیجان برای استقبال از ازدواج به من بود.
بگذریم از صحت و سقم این مطلب!
تنها قصدی که من دارم به اشتراک گذاشتن دانسته های خود با دوستان و هم فکرانم در تمام دنیاست.
چیزی که من که تا بحال مجرد هستم شاهد آن هستم این است که جوانان متاهل و حتی پا به سن گذاشته ها مشکلات فراوانی در رابطه با مسایل جنسی خود دارند و تمام زندگی و حتی احساس خوشبختی آنان را تحت الشعاع قرار داده است!
به اعتقاد من این دستگاه که وظیفه ی مقدس حفظ شیرازه ی خانواده و بقای نسل را دارد و از بدو خلقت با انسان وجود داشته از همان ابتدا نیاز به آموزش و مراقبت دارد.
در مراحل اولیه ی بلوغ کمی در مورد این مسایل در مدارس راهنمایی آموزش داده می شود و متاسفانه این خارج از چارت درسی و با روش شخصی معلمین صورت می پذیرد.
دکتر محمد مجد از متولیان آموزش جنسی در ایران از بدو انقلاب اسلامی معتقد است آموزش جنسی پیش از ازدواج می بایست آغاز شود و من به عنوان یک غیر متخصص با اندکی تفکر بر سخنان ایشان این مطلب را پذیرفتم. مصاحبه ای با ایشان در زیر می آید.
با تشکر
چی میشه بر سر من منت بذاری؟
چی میشه امشبو هم دووم بیاری
چرا برای رفتن آروم نداری
کبوتر شکسته پر
خدا کنه که تا سحر
شفا بگیری
یه فصله که تو این قفس
انگار که بعد هر نفس
داری می میری
حسین گریه نکن
مادر ایشالا خوب میشه
مادر
مادر
چشاتو وا کن
یه بار برا خودت دعا کن
پاشو که نیمه ی این شب درازه
پاشو دیگه که وقت راز و نیازه
سجاده ات رو آوردم و قت نمازه
پاشو منو صدا بزن
وضو بگیر با اشک من
چادر سرم کن
منو ببر تا آسمون
بازم باهام نماز بخون
کبوترم کن
حسین گریه نکن
مادر ایشالا خوب میشه
وقتی که ذکر لبهات امن یجیبه
برای دلی دعا کن که بی شکیبه
تو اوج تب میخونی علی غریبه
بهانه ی حیات تو
فرشته ی نجات تو
با آه غربت
داره میباره دردشو
اشکای روی زردشو
تو چاه غربت
حسین گریه نکن
مادر ایشالا خوب میشه
خداوند میفرماید:
من بنده ام را براین نیافریدم كه بسوزانم آنقدر وسیله سر راهش قرار میدهم تا نجاتش دهم
امیر المومنین:
یا مجیب دعوة المضطرین!
ای پاسخگوی دعای درماندگان!
یا اله العالمین!
ای پروردگار جهانیان!
اتراک معذبی بنارک بعد توحیدک؟
آیا تو را در عذابت ملاقات می کنم پس از ایمان به یگانگی ات؟
هیهات
غیر ممکن است!!!!!!
انت اکرم ان تضیع من ربیته
تو بخشنده تر از آنی که آن را که پروردی از بین بری
او تبعد من ادنیته
یا او را که پناهش داده ای، دور کنی
او تشرد من اویته
یا او را که درپناه خود جای داده ای، برانی
او تسلم الی البلائ من کفیته و رحمته
یا اورا که تو او را کافی هستی در بخشش و به وی رحم نمودی، به آتش بسپاری ![]()
ای فرزند آدم !
- اگر دیدگانت ، برای نگاه به آنچه بر تو حرام كرده ام ، با تو ستیز كرد { و خواست به نگاه حرامت وا دارد }، من با دو پوشش { پلك های چشم } تو را یاری كرده ام ، پس ، چشم فرو بند !
- واگر زبانت برای واداری ات به گفتن آنچه بر تو حرام كرده ام ، با تو ستیز كرد ، من با دو پوشش { لبها } تو را مدد كرده ام ، پس ، دهان فرو بند و سخن مگو !
ای فرزند آدم!
چقدر می گویی الله ! الله !
در حالی که در قلبت غیر از الله است ؟!
و زبانت الله می گوید ، و تو از غیر الله می ترسی
و به غیر خداوند امید می بندی ؛ و اگر الله را می شناختی ،
از غیر خدا واهمه نمی داشتی و به غیر او اهتمام نمی ورزیدی..
حدیث قدسی خطاب به حضرت عیسی:
ای عیسی! تا کی چشم به راه باشم و پیگیری کنم و مردم به سوی من باز نگردند.
نماز حاجت بخونین حاجتتون روا میشه ![]()
سلام مامان
امروز اولین تولدته
بعد از تولدت
خوشحالم که جات خوبه
و دلم برات تنگ شده
دختر گلت هم عروسی کرد
الان جای هردوتاتون خالیه
البته پیش من خالیه
ولی جاتون خوبه
یکی خونه ی ابدی خودش
یکی خونه ی موقتی خودش
هرسال میخواستیم غافلگیرت کنیم
اما سر وقت میدیدیم
اون لباس خوشگلا رو می پوشیدی و
آرایش کرده میومدی میگفتی سلام ![]()
خب شما اینید دیگه
مامان منی به من رفتی![]()
هدیه هامون غافلگیرت میکرد هر سال
امسال هم غافلگیرت میکنم
برات قرآن میخونم و نماز که خیلی دوست داشتی
البته نشسته
چون پام درد میکنه![]()
رفتی کربلا برای ما هم دعا کن
دوستت دارم
مهدی

راستی مامان
این دسته گل قشنگو
یه دختر خانم مهربون داد
میدمش به تو
براش دعا کن![]()
Have you ever been in love
شده تا حالا عاشق بشی؟
You could touch the moonlight
می تونی مهتاب رو لمس کنی
When your hearts shooting stars
وقتی قلبت ستاره ها را شکار می کند
Youre holding heaven in your arms
بهشت را در آغوش داری
Have you ever been so in love ![]()
آیا تا به حال بسیار عاشق بودی؟
Have you ever walked on air
آیا تا به حال روی هوا قدم زدی؟
Ever felt like you were dreamin
احساسی داشتی مثل زمانی که در رویا بود؟
When you never thought it could
زمانی که هرگز فکر نمی کردی بتونی
But it really feels that good
اما واقعا حس خوبی بهت میده
Have you ever been so in love![]()
آیا تا به حال بسیار عاشق بودی؟
Have you ever been in love
آیا تا حالا عاشق شدی؟
You could touch the moonlight
می توانی مهتاب را لمس کنی
When your hearts shooting stars
آنگاه که قلبت ستاره ها را شگار می کند
Youre holding heaven in your arms
بهشت را در آغوش داری
Have you ever been so in love ![]()
آیا تا به حال بسیار عاشق بودی؟
The time I spent
زمانی که من صرف کردم
Waiting for something that was heaven-sent
منتظر چیزی بودم که بهشت فرستاده بود
When you find it dont let go,
وقتی پیداش کردی اجازه نده بره
I know
من می دونم
Have you ever said a prayer
آیا تا به حال دعایی کردی؟
And found that it was answered
و دریافته باشی که پاسخ داده شده؟
All my hope has been restored
تمام امید من بحال اول بازگشت
And I aint looking anymore
و من دیگر جستجو نمی کنم
Have you ever been so in love, have you...![]()
آیا شده خیلی عاشق باشی؟ شده؟
Some place that you aint leavin
جایی که ترکش نمی کنی
Somewhere youre gonna stay
یه جایی که میری بمونی
When you finally found the meanin
در آخر مفهومش رو می فهمی
Have you ever felt this way
آیا تا به حال اینطوری حس کردی؟
The time I spent
زمانی که من صرف کردم
Waiting for something that was heaven-sent
منتظر چیزی بودم که بهشت فرستاده بود
When you find it dont let go,
وقتی پیداش کردی اجازه نده بره
I know
من می دونم
Coz have you ever been so in love, so in love![]()
شده تا حالا خیلی عاشق باشی؟ خیلی زیاد؟
You could touch the moonlight
می توانی مهتاب را لمس کنی
You can even reach the stars
میتونی به ستاره هم برسی
Doesnt matter near or far
دور و نزدیک مهم نیست
Have you ever been so in love![]()
شده تا حالا خیلی عاشق باشی؟
Have you ever been in love![]()
شده تا حالا عاشق باشی؟
Have you ever been in love![]()
شده .... ؟
So in... love...![]()
خیلی زیاد ... عاشق..؟

لاله ها پژمرده بلبل را دگر آوا نبود
هیچ کس در باغ مثل باغبان تنها نبود
یک مدینه دشمن و یک خانه بی فاطمه
بانوی آن خانه کس جز زینب کبری نبود
روی سیلی خورده زهرا شهادت می دهد
از علی مظلومتر مردی در این دنیا نبود
نیست جایز خانه کفار را آتش زدن
ای مسلمانان مسلمان بود زهرا یا نبود؟
ای جنایتکار ای بیدادگر رویت سیاه
اجر و پاداش رسالت کشتن زهرا نبود
مصطفی از تو مودت خواست تو سیلی زدی
بی حیا سیلی زدن اجر ذوی القربی نبود
ریخت دشمن بر سر زهرا ولایت را ببین
بارها از پا فتاد و غافل از مولا نبود
من نمی گویم چه شد گویند در چشم علی
سیل دشمن بود پیدا فاطمه پیدا نبود
ای مدینه آتش غیرت چرا آبت نکرد
جای ناموس خدا در دامن صحرا نبود
آنچه بر آل علی در کربلا یک سر گذشت
در سقیفه اتفاق افتاد عاشورا نبود 
غلامرضا سازگار
سقیفه ی بنی ساعده: نقطه ای که در آن حکومت عده ای بدون نظرخواهی مردم به نام خدا و پیامبر اسلام آغاز شد
این مطلب عینا از بلاگ آواز باران در اینجا نقل گردید. من با سکوت و دیده ی تر آن را خواندم.

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام اسم من سعیده است و هشت سال دارم و در کلاس سوم ابتدایی درس می خوانم.
خانم معلم از ما خواسته است به یک دوست یتیم ایرانی نامه بنویسیم .چون ما بچه های
کلاس سوم بیشترمان پدرمان را در جنگ از دست دادیم به ما هم یتیم میگویند.
من یک مادر و دو خواهر و سه برادر هم دارم.خواهر ها و برادر هایم هم مثل من یتیم هستند.
من خیلی خوشحال هستم چون الان دیگر ما در خانه ی خودمان هستیم.قبلا خانه نداشتیم.
خانه ی ما سه اتاق دارد .ما در خانه تلویزیون و رادیو داریم .بشقاب و قاشق و چنگال داریم.
پرده ی اتاق داریم.تختخواب داریم.یخچال بزرگ داریم که مادرم در آن غذاهای خوشمزه
می گذارد.مبل بزرگ بزرگ داریم.من قبلا کفش قرمز نداشتم اما حالا دارم.

خواهرهایم هم خیلی شاد هستند.یکی از خواهرهایم امسال توانست در یکی از دانشگاه های
سوریه درسش را تمام کند .یکی دیگر ازدواج کرده و انشاالله قرار است در یکی از دانشگاه های
ایران مجانی درس بخواند.برادرهایم هم یکی شان در دبیرستان درس میخواند .یکی نانوایی دارد
و یکی دیگر هم نجار است.ما مثل خیلی از خانواده های فلسطینی پدرمان را در جنگ از دست
دادیم ولی خدا به ما رحم کرده است.مادرم تعریف می کند که از ایران برای ما فلسطینی ها
خیلی پول می فرستند .من کفش قرمزم را با پول تو دوست عزیزم خریده ام.درس های خواهرم
هم با پول شما تمام شده اند.مادرم میگوید : ما قبلا پول نداشتیم گوشت بخریم و بخوریم
میوه بخوریم آب نبات چوبی بخوریم اما حالا الحمدلله یخچالمان پر از غذا است.

خوش بحالتان شما معلوم است پولتان خیلی زیادتر است و هر روز گوشت و مرغ و ماهی و
بستنی و میوه میخورید.شما هیچوقت مریض نمیشوید و به دکتر نمی روید چون غذای خوب
میخورید همیشه سالم هستید.مادرم میگوید: که ایران کشور مسلمان و برادر ماست و خیلی
پولدار است و به ما فلسطینی ها بیشتر از کشور های عربی و مسلمان کمک می کند.
حتما شما که اینقدر پول دارید خیلی ثروتمند هستید حتما منزل شما خیلی بزرگتر از خانه ی
ماست .یخچال بزرگتر دارید .مبل های بزرگتر دارید.در یخچال شما غذا خیلی بیشتر است.
من فکر میکنم به شما خیلی بیشتر کمک می کنند تا هر روز بستنی و آب نبات چوبی بخرید
و بخورید.شما در کشورتان هیچ غمی ندارید و هرگز گرسنه و مریض نمیشوید.شما هم کیف مدرسه ی
خوشگل دارید.مداد های رنگی تان قشنگ تر از مدادهای رنگی ما هستند.

من و دوستان دیگرم همیشه می گوییم : شما یتیمان ایرانی و شما مردم ایران در بهشت
زندگی میکنید چون در کشور شما جنگ وجود ندارد و همه در امن و امان هستید .شما
هیچ غمی ندارید و من از شما یتیمان و تو دوست خوبم متشکرم برای این از خودگذشتگی
و کمکتان .تا وقتی شما به ما کمک میکنید ما هم مثل شما ناراحت نیستیم .
من همیشه برای تو دعا می کنم تو هم برای من دعا کن.
این بود نامه ی من. خدا حافظ دوست خوبم. ![]()
آوا.
اول خدا را شکر کردم دوم از داشتن خجالت کشیدم

دل خورشید محک داشت؟ نداشت
یا به او آینه شک داشت؟ نداشت
آسمانی که فلک می بخشید
احتیاجی به فدک داشت؟ نداشت
غیر دیوار و در و آوارش
شانه ی وحی کمک داشت؟ نداشت
ظاهراً بال فرشته می سوخت
شعله کاری به ملک داشت؟ نداشت
مردم شهر به هم می گفتند:"در این خانه ترک داشت؟ نداشت"
شب شد و آینه ی ماه شکست
دست این مرد نمک داشت؟ نداشت
سلام
رفتم تو بلاگ زمزم دل
آقا عرفان مطلبی عاشقانه نوشته بود
حرف دلمو میارم اینجا داشته باشمش
و حواسم باشه امروز چی میگفت و فردا چیز دیگه نگه
سلام عرفان جان
امشب به آسمان نگاه کن عاشق ...
هوا بارانیست ...

میگن روز محشر شرمنده ی حضرت زهرا میشیم از روی گنه کارمون
وقتی میان میگن معصیت کارا، نامحرمن سرها پایین
من اینو قبول ندارم ...
عشق واقعی
رابطه ایست بی توقع
سراپا گذشت
تویی که ادعای عشق راستین داری
اگر معشوقه را با دیگری خوشبخت دیدی
دست او در دست بهتر از خود بگذار
اگر توانستی این کار را بکنی
عاشق راستینی
وگرنه
خودخواهی بیش نیستی
دختران و پسرانی می شناسم
که می دانند با توجه به پیشینه ی گذشتگانشان
نتیجه ی ازدواج آنها نسلی بیمار تر از پیش است
اما
باعث تولد کودکانی با مشکلات جسمانی یا روحی می شوند
و به زودی خود سوگوار این تصمیم خواهند بود
این نیز نوعی دیگر از خودخواهی است
آری
عاشق کم شده
اگر پیدا کردید قدرش را بدانید
یا علی مدد ![]()
روى الإمام جعفر بن محمد الصادقعليه السلام عن رسول اللَّهصلى الله عليه وآله وسلم"من مات في قلبه غش لأخيه المؤمن مات في سخط الله، وأصبح كذلك في سخط الله، فان مات، مات على غير دين الله"
از امام جعفر صادق به نقل از حضرت رسول آمده است:
اگر کسی بمیرد و در قلبش غشی از برادر مومنش باشد، در خشم و ناخوشنودی خداوند مرده است. و اگر شب را صبح کند آن شب را در خشم پروردگار متعال، و سپس بمیرد، به دینی غیر از دین خداوند مرده است.
پس فاصله ی از دست رفتن دین ما یک غش (شیله و پیله ی خودمون) در دل نسبت به برادر مومن است از شب تا صبح.
و تنها خدا از دل بندگان خبر دارد. ما در جایگاه قضاوت نیستیم. گنه کاران از مغروران مقربترند. گنهکار توبه می کندما مغرور هرگز!!!
حرم امن اخلاص- آية الله جوادي آملي (15)
شيطان در بخش علمي هرگز انسان را رها نميكند جز اين كه در محدوده علم، جزو بندگان مخلص باشد؛ يعني به مقام عقل مجرد محض بار يابد؛ زيرا در محدوده عقل محض، وهم و خيال را راهي نيست و تجرد شيطان، تجرد وهمي است. بنابراين، شيطان به عقل محض بار نمييابد و به كسي كه در مرحله عقل صرف به سر ميبرد هرگز دسترسي ندارد و نميتواند در قلمرو تجرد تام، مغالطهاي راه اندازد تا عاقلي را بفريبد. انسان عاقل، از آن جهت كه عاقل است، به دام اهريمن وهم نميافتد. آن كس نيز كه به مرحله عقل محض در بُعد عمل بار يابد، شيطان را به حرم امن وي، راهي نيست؛ زيرا آن جا برتر از شهوت و غضب است و شهوت و غضب ابزار تيز و تند شيطان است. در قرآن كريم آمده است كه اگر كسي جزو بندگان مخلص شود، شيطان به حرم امن او راه ندارد: "قال فبعزتك لاغوينهم اجمعين الا عبادك منهم المخلصين."(1)
|
در قرآن كريم آمده است كه اگر كسي جزو بندگان مخلص شود، شيطان به حرم امن او راه ندارد: "قال فبعزتك لاغوينهم اجمعين الا عبادك منهم المخلصين." استثناي مخلصين از اين جهت نيست كه شيطان نسبت به آنان مهربان است؛ بلكه از آن روست كه در ساحت آن مقام منيع تسليم است و توان رخنه به آن را ندارد. همان طور كه شيطانها به آسمانهاي بلند راه ندارند و هرگاه شيطاني بخواهد به مهبط وحي و مخزن علم الهي راه يابد، شهاب رصد به حيات او خاتمه ميدهد. |
استثناي مخلصين از اين جهت نيست كه شيطان نسبت به آنان مهربان است؛ بلكه از آن روست كه در ساحت آن مقام منيع تسليم است و توان رخنه به آن را ندارد. همان طور كه شيطانها به آسمانهاي بلند راه ندارند و هرگاه شيطاني بخواهد به مهبط وحي و مخزن علم الهي راه يابد، شهاب رصد به حيات او خاتمه ميدهد: "فمن يستمع الان يجد له شهابا رصدا."(2) در فن مغالطه علمي و شهوت و غضب عملي، هيچ شيطنتي به مقام منيع عقل نظر و عقل عمل محض كه تجرد تام است، راه ندارد و هرگاه وهم يا خيال بخواهد به منطقه عقل راه يابد، با تير عقل طرد و رجم خواهد شد و آنان جزو اوحدي از انسانها هستند. البته تا به آن جا رسيدن و نيز حفظ و نگهداري آن مقام، بسيار سخت است؛ زيرا انسان از آن جهت كه داراي نفس متحرك و روح سيال است، تنزل او هر لحظه ممكن است مگر اين كه لطف خدا شامل حال او شود.
پينوشتها:
1. سوره ص، آيات 82-83.
2. سوره جن، آيه 9.
منبع:
کتاب مراحل اخلاق در قرآن، آية الله جوادي آملي.
پیشتر در سایت تبیان این مطلب آمده است. اینجانب آن را به دلیل اهمیت و برای دسترسی بیشتر کپی کردم. برای مطالب مشابه به این سایت مراجعه کنید.
به تعبیر من خواننده: برای اخلاص رهایی از غضب و شهوت که پایه ی آن احساسات است ضروریست.
تنها راه مقابله با ادیان جعلی مثل بهائیت نیز پرهیز از احساسات است.
زیرا پشتوانه ی آنها که ایمان مسلمانان را هدف قرار داده اند شخص شیطان رجیم است.
او هم که قسم خورده است تا ما را با ابزارهای موجود که صفات ضعیف خودمان است گمراه کند.
پس برای تقویت ایمان صفات ضعیف را به آرامی کنترل و حذف باید کرد. ![]()
قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام كه هر وقت در كوچه مان آوازت بلند میشود همه از هم میپرسند " چه كس مرده است؟ " چه غفلت بزرگی كه می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل كرده است .
قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یك نسخه عملی به یك افسانه موزه نشین مبدل كرده ام . یكی ذوق میكند كه ترا بر روی برنج نوشته،یكی ذوق میكند كه ترا فرش كرده ،یكی ذوق میكند كه ترابا طلا نوشته ،یكی به خود میبالد كه ترا در كوچك ترین قطع ممكن منتشر كرده و ... ! آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی كنیم ؟

قرآن ! من شرمنده توام اگر حتی آنان كه ترا می خوانند و ترا می شنوند ،آنچنان به پایت می نشینند كه خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند . اگر چند آیه از ترا به یك نفس بخوانند مستمعین فریاد میزنند " احسنت ...! " گویی مسابقه نفس است .
قرآن ! من شرمنده توام اگر به یك فستیوال مبدل شده ای حفظ كردن تو با شماره صفحه ،خواندن تو آز آخر به اول ،یك معرفت است یا یك ركورد گیری؟ ای كاش آنان كه ترا حفظ كرده اند ،حفظ كنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نكنند .
خوشا به حال هر كسی كه دلش رحلی است برای تو . آنانكه وقتی ترا می خوانند چنان حظ می كنند ،گویی كه قرآن همین الان به ایشان نازل شده است. آنچه ما باقرآن كرده ایم تنها بخشی از اسلام است كه به صلیب جهالت كشیدیم.
نقل قول از: وبلاگ عشق سایبر
پی نوشت: راستش خیلی تکونم داد این نوشته. وقتی خوندمش خواستم بگم احسنت. بعد یادم افتاد تو متنش چی در باره ی احسنت گو ها نوشته. سکوت کردم

از شخصیت فاطمه سخن گفتن بسیار دشوار است.
فاطمه یک "زن" بود، همچنان که اسلام می خواهد که زن باشد.
تصویر سیمای او را پیامبر خود رسم کرده بود و او را در کوره های سختی و فقر و مبارزه و آموزش های عمیق و شگفت انسانی خویش پرورده و ناب ساخته بود.
وی در همه ابعاد گوناگون زن بودن نمونه شده بود.
مظهر یک دختر در برابر پدرش.
مظهر یک همسر در برابر شویش.
مظهر یک مادر در برابر فرزندانش.
مظهر یک زن مبارز و مسئول در برابر زمانش و سرنوشت جامعه اش.
وی خود یک امام است.
یعنی یک نمونه مثالی، یک تیپ ایده آل برای زن، یک اسوه، یک شاهد برای هر زنی که می خواهد شدن خویش را انتخاب کند.
او با طفولیت شگفتش، با مبارزه ی مدامش در دو جبهه ی خارجی و داخلی، در خانه ی پدرش، خانه ی همسرش، در جامعه اش، در اندیشه و رفتار و زندگیش، چگونه بودن را به زن پاسخ می داد.
نمی دانم چگونه بگویم؟! بسیار گفتم و بسیار نا گفته ماند.
در میان همه ی جلوه های خیره کننده ی روح بزرگ فاطمه،آنچه بیش از همه برای من شگفت انگیز است این است که:
فاطمه همسفر و هم گام و هم پرواز روح عظیم علی است.
او در کنار علی تنها یک همسر نبود
که علی پس از او همسران دیگری نیز داشت
علی در او به دیده ی یک دوست
یک آشنای دردها و آرمان های بزرگش می نگریست
و انیس خلوت بیکرانه و اسرار آمیزش
و همدم تنهایی هایش.
این است که علی، هم او را به گونه ی دیگری می نگرد و هم فرزندان او را.
پس از فاطمه علی همسرانی می گیرد و از آنان فرزندانی می یابد.
اما از همان آغاز فرزندان خویش را که از فاطمه بودند با فرزندان دیگرش جدا می کند.
اینان را بنی علی می خواند و آنان را بنی فاطمه.
شگفتا، در برابر پدر، آن هم علی، نسبت فرزند به مادر. و پیغمبر نیز دیدم که او را به گونه ای دیگر می بیند.
از همه دخترانش تنها به او سخت می گیرد.
از همه تنها به او تکیه می کند.
او را - در خردسالی - مخاطب دعوت بزرگ خویش می گیرد.
نمی دانم از او چه بگویم؟! چگونه بگویم؟!
خواستم از بسوئه تقلید کنم، خطیب نامور فرانسه که روزی در مجلسی با حضور لوئی، از مریم سخن می گفت.
گفت:
هزار و هفتصد سال است که همه ی دختران سخنور عالم درباره ی مریم داد سخن داده اند.
هزار و هفتصد سال است که همه ی فیلسوفان و متفکران ملت ها در شرق و غرب، ارزش های مریم را بیان کرده اند.
هزار و هفتصد سال است که شاعران جهان، در ستایش مریم همه ی ذوق و قدرت خلاقه شان را به کار گرفته اند.
هزار و هفتصد سال است که همه ی هنر مندان، چهره نگاران، پیکر سازان بشر، در نشان دادن سیما و حالات مریم هنرمندی های اعجاز گر کرده اند.
اما مجموعه ی گفته ها و اندیشه ها و کوششها و هنرمندی های همه در طول قرنهای بسیار، به اندازه ی این یک کلمه نتوانسته اند عظمت مریم را باز گویند که:
مریم مادر عیسی است
و من خواستم با چنین شیوه ای از فاطمه بگویم.
باز درماندم:
خواستم بگویم: فاطمه دختر خدیجه ی بزرگ است، دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم که: فاطمه دختر محمد (ص) است، دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم که: فاطمه همسر علی است، دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم که: فاطمه مادر حسین است، دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم که: فاطمه مادر زینب است، باز دیدم که فاطمه نیست.
نه، اینها همه هست و این همه فاطمه نیست!
فاطمه فاطمه است
به عنوان یک خواننده، مطالعه ی نوشته های دکتر شریعتی همیشه برای من سراپا درس و نکته بوده است.
کتاب های مختلف را به انواع مختلف می خوانم. برخی را از فهرست. برخی را از وسط و جسته و گریخته.
کتاب فاطمه فاطمه است، نوشته ی ایشان را از آخر خواندم. در یک کتاب که سراسر سخن از بزرگی فاطمه ی زهرا سلام الله علیها می باشد، نتیجه بسیار برای من مهم بود.
و نتیجه آن بود که در بالا نقل نمودم. کتاب را می خوانم و شما نیز بخوانید.
تنها دانستم که فاطمه ی زهرا را نمی شناسیم.







