
تو را به مردي مي شناسم
نه بخاطر آنكه پرچم ايران را بارها به اهتزاز در آوردي
نه بخاطر آنكه آن شاگرد سلماني را كه موهايت را خراب كرد با لبخند محبت كردي
نه بخاطر آنكه از آسيب ديدگي حريف امتياز نمي گرفتي
نه بخاطر آنكه كلاه خود را به دست گرفتي و براي زلزله زدگان كمك جمع آوري كردي
من تو را به مردي ميشناسم چون آنگونه كه اساتيد مي گويند دو دستي با مردم دست ميدادي و هيچگاه زور بازويت را به مردم نشان نداديتو را به مردي ميشناسم چون مردم را دوست داشتي و خاك كف پاي مردم بودي
و من هم تو را دوست دارم
اي جهان پهلوان
اين ميل و كباده گاهي هم اينچنين مرداني مي سازد
I Will Love Again - Lara Fabian
Did I ever tell you how you live in me
آيا برات گفته بودم چطور در درون من زندگي ميكني؟
Every waking moment, even in my dreams
هر دقيقه ي بيداري، حتي در روياهاي من
And if all this talk is crazy
و اگر تمام اين مكالمه شوريده احواليست
And you don't know what I mean
و تو نميداني مقصود مراDoes it really matter
آيا اين واقعا اهميت دارد؟
Just as long as I believe![]()
I will love again
من دگر بار دوست خواهم داشت![]()
Though my heart is breaking, I will
اگرچه قلب من دارد مي شكند، من دگر بار
love again
دوست خواهم داشت
Stronger than before
محكم تر از پيش
I will love again
دگر بار دوست خواهم داشت
Even if it takes a lifetime to get over you
حتي اگر به اندازه ي تمام عمرم طي كردن تو بسر شود
Heaven only knows, I will love again
تنها بهشت مي داند، من دگر بار دوست خواهم داشت
People never tell you
مردم به تو هيچ نخواهند گفتThe way they truly feel
آنچه را كه صادقانه احساس مي كنند
I would die for you gladly
من شادمندانه برايت ميميرم
If I knew it was for real
اگر بدانم كه حقيقت است
So if all this talk sounds crazy
همينطور اگر اين كلام جنون آميز به نظر مي رسد
And the words don't come out right
و كلمات به درستي ادا نمي شوندDoes it really matter
آيا اين واقعا اهميت دارد؟
If it gets me through this nightاگر اين مرا امشب به پايان رساند![]()
If I'm true to myself, nobody else can take the place of you
اگر من با خودم صادق هستم، هيچ كس نميتواند جاي تو را بگيرد
But I've got to move on, tell me what else can I do
اما من به حركت افتاده ام، به من بگو چه كار ديگري ميتوان كرد؟![]()
I will love again
من دگر بار دوست خواهم داشت
One day I know, I will love again
ميدانم كه يك روز، من دگر بار دوست خواهم داشت
You can't stop me from loving again, breathing again
تو نميتواني مرا از دوست داشتن دوباره، تنفسي دوباره باز بداري!
Feeling again
از حس كردني دوباره باز بداري!I know, one day, I'll love again
من ميدونم، يه روزي، باز دوست خواهم داشت![]()
(I'll love again, MY GOD)
(من باز دوست خواهم داشت، اي خداي من)![]()
روزی کودکی منتظر دیدم
و مهربانی آمد و گفت:
بیا این ساندویچ رو بخور
گفتم مرحبا به این مرد
و چشمان کودک ضعف کرده بود
مرد گفت: این را میخوری و چی میگی؟
چشمان کودک از حال میرفت

مرد گفت: میگی خدا پدر و مادر کسیو که اینو داد بیامرزه! میگی؟
کودک به علامت تایید سری تکان داد و کم کم سیر شد.
ولی آیا وجدان پست آن مرد را، سیری این طفل معصوم سیر می کند؟
کسی محبت را برای من معنی کند!!
احسان كيلويي چند؟
انفاق يعني چه؟
بنشان مردم را سر سفره ي خودت!
مگر تو كيستي كه براي مردگانت دعا كنند؟
كه بايد بيامرزد؟
آني كه با يک ساندويچ ميامرزد، كور است كه بدون گفتن تو هم اين كار را بكند؟
واي برما كه قلبها را چه آسان له مي كنيم!؟
ما چه می کنیم!؟
مرسوم است كه نبايد نتيجه گرفت
اما قلب ميتركد

در روابط با كساني كه ما را دوست دارند،
گاهي ابهامي را در چشمانشان مي بينيم
و براي ما ابهامي وجود ندارد.
تنها هديه اي كه از ما ميخواهند. يك كليد طلائيست!

كلامي كه گره علامت سوال آنها را مي گشايد.
درباره ي احساسات خود صحبت كنيم.
چيزهايي خواهيم يافت كه در سكوت گم شده اند.
تا ديگران هم مانند ما به نتيجه برسند.

و اين گوشه ايست از ادبيات بلوغ كلامي و ارتباط گفتاري.
اين هديه ي كوچك را از آنها دريغ نكنيم! ![]()

سلام
خیلی جالبه
از کودکی یه کسایی خیلی برام جالب بودن و دوست داشتنی
دختر بچه های زیر چهار سال
خیلی از کسایی رو که میشناسم و باهاشون بزرگ شدم
یا کسایی که بعدها به دل میشینن
و میرن تو خاطراتی که توی اونها نبودن
همه رو تو همین سنین میبینم
اينها كسايي هستن كه يه جورايي خودشون رو تميز نگه داشتن
غل و غش ندارن. قصد و غرض ندارن.راستش چيزي جز اين معصوميت به يادم نمياد
و جز اين رو به خاطر نميسپارم
بچه هایی که اینجا همدیگه رو میبینیم
در عین حال که همه صاحب کمالاتی هستن
برای من تو همون سنین موندن
سن پاکی و عصمت![]()
اينها همون هم بازي هاي پر محبتن
و در عالم دوستی، بدون قصد و ریا می توان دوست داشت.
و من همه ی این معصومان رو دوست دارم
همه ي شما ها رو دوست دارم
از صميم قلب، روز دختر مبارک باشه!!![]()

دُري گم كرده دارم
هيچ سنگ جايش نگيرد
آه نگيرد
دُري برتر مي انديشم
زمان خنجر زند
بر سينه، جانم
انتظار دشوار نمايد
چشمان به دست تست يارا
دستان به سوي تست يارا
اندكي صبر؟
سحر نزديك است؟
آري نزديك است!![]()
و آنگاه که تو نیست شدی، در درون به خدا نزدیک شدی.
در مقابل او نياز به احترام نيست. نياز به قدرت نيست. نياز به اغراق نيست.
او به تو بي احترامي نمي كند و توقع احترام ندارد. چون اوج حرمت است.
او با تو سر مبارزه ندارد چون اوج قدرت است.
او نياز به عجز و لابه ي تو ندارد. چون اوج بزرگواريست.
او تنها تو را بسيار دوست دارد. بيش از هر نزديكترين دوستي.
پس با او عشق كن. به زبان خود. كه او اين را بينهايت بار دوست دارد.
من هم او را دوست دارم. از اعماق درون.
مانند او ... ![]()
به نام او که هر چه نیکی در دلهاست از اوست ![]()

امروز آدینه ای بود به یاد ماندنی
بینهایت بار به یاد ماندنی!
آنقدر شوق داشتیم که نمیدانستیم بگرییم یا بخندیم
زبان می چرخید و نا خودآگاه اثر هایی هنرمندانه به جای می ماند![]()
از لبان دو رفیق
رفقایی که به رسم زمانه سالها
چشمان یکدیگر را نبوسیده بودند،
نبوییده بودند،
نپرستیده بودند![]()
و چشمان من مشتاق که این نگاههای مردانه را می چشيد
امروز رفقای من همدیگر را در آغوش کشیدند![]()
مردانی بزرگ و افتخارات من![]()
خوشحالم که این روز بر من گذشت
روزی زیبا و فریبا. به تمام معنا!![]()
رفاقتهاي مردانه هیچگاه به طلاق نمی انجامد و این رسم خوشایند روزگار است.
نام این دو مرد در شناسنامه ی من نوشته شده. دو سه نفری هم این افتخار را به من داده اند.
عجیب نیست! خارق العاده است!![]()
ما مردان به يكديگر عشق نميورزيم بلكه با هم و براي هم مردانه زندگاني ميكنيم.
خوشا به حالمان
و خدا را شكر از اين صفت ماندگار![]()

**دل را از ياد دو چيز تهي دار**
نيكي هايي كه بر مردم نمايي و بدي هايي كه بر تو روا دارند
و آنگاه
آسوده بزي
مردم را دوست بدار،و تو را دوست بدارند ![]()
او كه پدر و مادر از دست داده يتيم نيست،
يتيم آنست كه از دانش و ادب بي بهره باشد!

خدمتکاری دارم مفت و بی جیره و مواجب
پیوسته در انتظار که روز به روز آنچه بهترین و بهترینهاست برای من انجام دهد
بی جیره و مواجب!
راستش را بخواهی گرسنه و تشنه هم نمی شود!
آنقدر تنومند است که خسته هم نمی شود!
هر چه هم من اصرار می کنم دلگیر هم نمی شود!
در عجبم!
هر چه هم می خواهم آنچنان فراهم می کند که همیشه دهانم باز می ماند!
هیچگاه با وجود توانش به من بی ادبی هم نکرده!
عمريست در خدمت من است و تا زنده ام نيز خواهد بود
از کودکی دستش برایم آرامش می آورد
چشمم را که باز کردم، هیچ چیز را نمی دیدم و او را دیدم
هیچ جا مرا تنها رها نمی کند
مانند غلامان
اما خیلی متفاوت
من به او جیره و مواجب نمی دهم
او به من جیره می دهد و خدمت هم می کند 
در ازای این لطف او چه کنم؟
ناتوانی من بینهایت است و لطف او بی کران
دوستش دارم 
و جایگاه او در انتهای وجود من است
تو را هم بسیار دوست میدارد
بیشتر از آنچه مرا خدمت می کند
دست در کار تو دارد 
عجب دوستی داریم. عجب خدمتگذاری. عجب .... ![]()
تو به من نزديك
و
من ز تو دور
آغوشت باز
و
من در خواب ناز
چشمان تو فرياد مي زند
و
چشمان من مبهوت
مزه ي تو شيرين
و
ذائقه ي من به تلخي
نور روي تو پيدا
و
ديدگان من نابينا
دوستت دارم
كاش مي توانستم تو را ببينم
كه با حجاب ديدن دلبر
بسي تلخ و طاقت فرساست
جگرم بر صورت ذوب مي شود
ميبيني؟
دلم براي آن شبهايي كه در آغوشت سپري كردم
لك زده
دلم تو را مي خواهد!
دلتنگ تو ام!
كاش تو را مي ديدم!
وصال شيرين است
پس او را بفرسـت!
من تاب جدايي ندارم!
مي خواهم حجابها را بردارم و
فاش فرياد زنم
دلم براي تو تنگ شده!
من آغوش تو را مي خواهم
من آن شبهاي پر فرشته را مي خواهم
من آن عشقبازي هاي شبانه را مي خواهم
من آن دعوتنامه هاي خصوصي را مي خواهم
عشقت را جيره بندي كردم!
توبه كردم!
من تو را ميخواهم!
يكباره و يكجا!
سلام
امشب يه جاي آسموني بوديم
مهمون يه مرد آسموني
كنسرت محمد اصفهاني
جاي همه شما خالي
يه هديه براي همه شما دارم
البته متاسفم كه نتونستم اجراي خاصش
رو با كيفيت خوب براتون ضبط كنم
و مجبور شدم از جاي ديگه براتون بيارم
اما خيلي جاي همه خالي بود
سعي ميكنم اون اجرا رو هرطور شده با كيفيت بهتر براتون ضبط كنم
فرقش اينه كه واقعا شاده!!!!!!!
به شادي باید خيلي بيشتر اهميت داد! من اگر بتونم هر هفته اين كنسرت رو ميرم.
تركيبي ماهرانه و هنرمندانه از جاز و درامز و گيتار و فلوت و تمپو و از همه جالب تر سه تار
گروه كر مسلط، دو كيبورد، پيانو و هنر بي مثال محمد اصفهاني، صداي اوج! اوج صدا!
با من از سايه نگو خورشيد فردا مال ماست
تو كه باورم كني ، عشق يه دنيا مال ماست
شب نگو ، شكوه نگو ، قلب ستاره روشنه
غم نگو ، غصه نگو ، وقتي دلت پيش منه
دست به دست من بده ، پا به پاي من بيا
بخون امروز مال عشق ، بگو فردا مال ماست
دست به دست من بده ، پا به پاي من بيا
بخون امروز مال عشق ، بگو فردا مال ماست
تازه شو مثل ترانه تازه شو
پر آوازت و آسمون بده
فرصت گفتنو از خودت نگير
واژه هاي خسته رو امون بده
بگو از روشن بارون خدا
بگو از سبزي خاك و خاطره
از نسيم نفس سنگ و درخت
بگو از شبنم پشت پنجره
دست به دست من بده
پا به پاي من بيا
بخون امروز مال عشق
بگو فردا مال ماست
دست به دست من بده
پا به پاي من بيا
بخون امروز مال عشق
بگو فردا مال ماست
فردا مال ماست
با من از سايه نگو خورشيد فردا مال ماست
تو كه باورم كني
عشق يه دنيا مال ماست
شب نگو ، شكوه نگو
قلب ستاره روشنه
غم نگو ، غصه نگو
وقتي دلت پيش منه
دست به دست من بده
پا به پاي من بيا
بخون امروز مال عشق
بگو فردا مال ماست
دست به دست من بده
پا به پاي من بيا
بخون امروز مال عشق
بگو فردا مال ماست!!!!
و اين آنچه در كنسرت بود (با پوزش از خط قرمزي ها)
|
دردهاي من
|
دردهاي من
|
اين سماجت عجيب پافشاري شگفت دردهاست دردهاي آشنادردهاي بومي غريب دردهاي خانگي |
قيصر امين پور![]()
قيصر جان من دردهاي تو را دوست دارم
ولي افسوس كه تو را روز پرواز شناختم
بسم الله

بچه ها امروز ميخوام براتون داستان بگم. داستان يه پسر جوون كه يه كمي بزرگتر شده. زندگي براش يه جور ديگه شده. آدمها رو يه جور ديگه ميبينه. اما راستش يه دفعه اي هم يه جور ديگه نشد. كم كم اينطور شد.
آدمها رو دوست داشت. اما گاهي به خاطر دريچه هاي باز قلبش باهاش يه جور ديگه رفتار ميشد. بهش ميگفتن نخند زشته. سلام گرم نكن زشته. مگه اين آقا چيكار كرده برات كه تشكر كردي؟ آدمهايي كه اين حرفا رو بهش ميزدن هيچكدوم بد نبودن پس چرا حرفاشون تلخ بود؟ تا اين جوون ياد گرفت به همه نبايد لبخند زد، به همه نبايد گرم سلام كرد، از همه نبايد تشكر كرد.
اما ديد اينطوري نميشه! آدمهاي دوست داشتني رو داره كم كم از دست ميده. پس يه كمي پوست كلفت شد. سالها پوست انداخت.
ديگه نبايد خودخوري كرد بخاطر بزرگ نما هاي كوچك دل!خودخوري تعطيل!![]()
اگر كسي اشتباه فهميد اهميتي نداره. اون نبايد بد بشه!![]()
آدمهاي بد هم تكرار نميشن! بدبيني تعطيل!![]()
اما بايد چشما رو باز كرد! چشم باز براي درست ديدن كه انرژي رو به كسي كه نميتونه پذيرا باشه ندي!
انرژيش در روابط انسانيش ديگه تحليل نميرفت! چون براي همه يه پياله كنار ميذاشت كه براش مهم نبود اون آدم مِي رو مينوشه يا ميزنه زيرش! اگر اولي رو مينوشيد و يا علي گو بود بعدي! و ميشدن هم پياله!
اما اگر پياله اول رو ميشكست خب پياله ي خودش بوده و حالا خودش از مي محروم ميشه.
دوست داشتن آدمها انقدر شيرينه براش كه نگو! البته حواسش هم خيلي جمعه! بوي خوش بعضي آدمها كه همه رو مست ميكنه چون كاربرد خوشي نداره اونو ناخوش ميكنه. لبخند با قصد بعضي آدمها چشماش رو ميبنده و سرش رو اونطرفي ميكنه.
اون كم كم داره ميفهمه چقدر مردم دوست داشتني هستن. سالها پيش شنيده بود كه مردم برده ي محبتن. اما حالا ميبينه خادم مردم بودن تنها از همين يه راهه.
محبت بي منت. بي هزينه. بي سوخت. البته پياله ي دوم به بعد رو حساب ميكنه. پياله هاي اولي صلواتي بود. اينو گفته بودم براتون.
خلاصش زندگيش قشنگ شده. اونقدر كه ديگه خودش رو مالك خودش هم نميدونه. اول خودش رو متعلق به خدا ميدونه و بعد همه ي بندگان خدا. نه تنها بندگان خوب چون هرچي مال خدا باشه مال بنده هاي بد هم هست.
البته خودش ميدونه كه يكي از همين بنده هاي بده ولي شكر ميكنه كه خدا كم كم زورش رو آزمايش كرده. مثل مربي هاي ورزش كه وقتي ميبينن شاگرد گردن كلفته هي فشار تمرين رو زياد ميكنن. انقدر كه اون شاگرد پيزوري روز اول، كم كم براي مسابقات پهلواني آماده ميشه.
فقط براش جالبه كه كسايي كه بهش خيلي نزديكن نميدونن چقدر دوستشون داره. و چقدر مردم رو دوست داره. ميگن چرا فلاني رو فيتيله پيچ نميكني تو كه بلدي! نميدونن اون اين فن رو نميتونه بكار ببره! آخه به يه نفر قول داده. به كسي كه تو دلش خونه داره.
اما راستش مونده كه اين مسابقات كي شروع ميشه و اين تمرينات كي تموم.![]()
براش دعا كنيد!![]()
در وادي ايمان
عشق مشتركي وجود دارد
كه يك سوي آن بسيار است
و يك سوي آن يكتا
تمامي اين سو دلداده اند
و آن يك سو دلداده ترين![]()
آن سو انحصار را نمي خواهد
گويد يكديگر را دوست بداريد
نه تنها مرا!
اما مرا فراموش نكنيد
"نه براي خود! بهر خودتان!"
كه خورشيد از نياز مبراست![]()
و چه زيباست عشقي
كه ايمان را فزوني بخشد
اين عشق الهيست
واسطه اوست
و هدف او
تنها "اين" عشق است و ستودنيست
زيرا معشوق و عاشق هيچگاه ظالم نشود
هيچگاه خودخواه و حسود نشود
هيچگاه زوال نيابد
در پناه ايمان
من مست اين عشقم
و متعهد![]()








