تبليغاتX
دید و بازدید



دید و بازدید

کلبه ای ساخته ام از گل و گل×گل دوستان و گل من×یا دوست گویان بیایید×بوی تازه ای شاید خراباتم را



نگاشته مرا در  جمعه 23 شهریور1386 ساعت 15:37  دلداده ي مهدی

تو مدرسه هاي ما ايروني ها يه چيزي ياد ميدن
نميدونم جاهاي ديگه هم هست يا نه؟!
اما ميدونم كه اينجا خوبش هست
معلم آمادگي: خانم باقر زاده - صبور با همه ي شيطنت ما - از ديوار راست ميرفتيم بالا و اون بافتني مي بافت
معلم اول: خانم نفيسي - با اون لهجه ي شيرين شمالي و توصيه به خوردن سبزي با آبگوشت و اولين يه پايي ايستوندن من
معلم دوم: خانم صامت - با اون انشاها و جمله سازي هاي عشقولانه كه براش مي نوشتم و هي بيست ميداد
معلم سوم: خانم گودرزي - با اون درس دادن قاطي با محبتش - نسبت به ما حس مالكيت داشت - اگه دو روز نميومد كلاس واقعا مريض ميشدم
معلم چهارم: خانم نمدونم كي - خاطره ي خاصي ندارم حتي اسم - احتمالا بخاطر جنگ بود و اين شهر و اون شهر شدن.
معلم پنجم: خانم اردستاني - درس قوي بودن و اين كه گوشم رو براي اولين بار گرفت كه از مامان و بابا سوال درسي نپرسم
ناظم دبستان: آقاي توكل - مرد. واقعا مرد. منو مبصر كرد. اولين بار كه گفتم آقا فلاني ... . بردم بيرون و گوشم رو گرفت. گفت تو از اين بچه هايي و من نيستم. فهميدي؟ و من فهميدم

اينها همه درساي مختلفي ميدادن اما اون چيزي كه مشترك بود الفباي مهرورزي بود. هنر عاشقي. اگر امروز مردم رو دوست دارم، چه ضعيف و چه قوي، تماما به منت آموزش اينها بود. كه پرورش قلب من با اين فرشته ها بود.

فرشته هايي كه الآن مامانبزرگ و پدربزرگ شدن. همه بازنشسته و تابستونها كه يادشون ميفتم همه ي مدرسه ها بستن كه سراغشون برم و بشينم سر كلاس عشقشون.

اميدوارم كه يه روزي حوصله كنن و نوه هاشون بگن مامان بزرگ بيا اين پسره شاگردت بوده!

دستتون رو مي بوسم! اگر چه ميگن دست بوسيدن سنت زشتيه! تعبير نادانها زشته نه عشق من به شما.

دوستتون دارم از ته قلب




درويکرد:شخصی

    لينک مطلب  



نگاشته مرا در  جمعه 23 شهریور1386 ساعت 3:54  دلداده ي مهدی

زمان
مفهومی بی معني در عشق

ماه رمضان است و دلم کربلايی شد
ديده ام خون شد و دلم نينوايی شد
گشتم و از هيئت ياری بديدم قصه ی ياری دگر
بس بديدم آنچه او با خود همی گويد سرايد قصه ی دلتنگی من
آه ای زيبايی شبهای حمله
دلم تنگ تو شد اما نميدانم چرا
آنچه دانم اين بود
دل عاشق کويش بود
ماه روزه .... ماه حمله ..... ماه خود داری .... و زيبايی .....  و جان بر کف شدن
¤هنر آن است که بميری پيش از آن که بميرانندت¤
پس هنرمندانه بميريم




    لينک مطلب  



نگاشته مرا در  پنجشنبه 22 شهریور1386 ساعت 11:58  دلداده ي مهدی

در دوستيبا دوست مدارا كن
شايد روزي دشمن تو گردد
و
در دشمني با دشمن نيز مدارا كن
زيرا شايد روزي دوست تو گردد!





    لينک مطلب  



نگاشته مرا در  پنجشنبه 22 شهریور1386 ساعت 3:20  دلداده ي مهدی

خواب ديدم،
اومدن بالاي سرم
ميگن:
"پاشو اينجا كسي ميخوابه كه
براي تبريك گفتن خودشو آماده ميكنه."
نميدونم كجا بود!
اما دارم خودمو آماده ميكنم.
ماه رمضون مبارك باشه!راستي!
چرا مهموني با دلخوني؟
روزه و پرواز علي؟

برای همه دعا کن
همه برای تو دعا میکنن
این بهشته که هیچکس از پیاله ی خودش نمیخوره
نوش جونت





    لينک مطلب  



نگاشته مرا در  سه شنبه 20 شهریور1386 ساعت 17:29  دلداده ي مهدی

كفتر

وقتی گلی پرپر مي شود .....
وقتي گوشه اي از انسانيت پرواز ميكند .....
وقتي پرنده ي قفسي قصد پرواز دارد و تو او را در قفس مي پسندي .....
وقتي آسمان آغوش را برايش گشوده
..... چه بايد كرد؟
وقتي كفتري جلد او شده و نمي تواند بماند .....
وقتي زمين براي او كوچك شده .....
..... چه بايد كرد؟
وقتي ديده ات پرخون مي شود و نميبيني اش .....
..... چه باد كرد؟
وقتي بوي وداع مي آيد و كاري از تو بر نمي آيد .....

..... باور نمي كنم ولي به خدا مي سپارمت. كمي آهسته تر پر باز كن
..... شايد طوري كه تا امروز نديدمت، ببينمت




درويکرد:شخصی

    لينک مطلب  



نگاشته مرا در  شنبه 17 شهریور1386 ساعت 8:39  دلداده ي مهدی

 




درويکرد:




نگاشته مرا در  پنجشنبه 15 شهریور1386 ساعت 17:48  دلداده ي مهدی




درويکرد:




نگاشته مرا در  پنجشنبه 15 شهریور1386 ساعت 17:8  دلداده ي مهدی

هنر
زبان مشترک ملتها
گاهی یک غیر فارسی زبان از من می پرسید این مطلب درباره ی چیست؟
این آهنگ چه می گوید؟
یا با دیدن این مطلب و شنیدن آهنگش فلان احساس به من دست داد!؟
این را در قدرت خدا می بینم که حس مشترک در انسانها قرار داد!
که بدون فهم زبان و فرهنگ و عقاید و علایق یکدیگر، همدیگر را می فهمیم.
"فتبارک الله احسن الخالقین" را خدا در خلق گل به خود نگفت!
این خاص خلقت من و تو بود و وصف هنر او!
یکی از این خواص خواننده ی اپرا پاواروتی بود که در سن هفتاد و یک سالگی جاودانه شد.
شاد کردن انسانها خدمتی پیامبر گونه است!
خدایش بیامرزاد!





    لينک مطلب  



نگاشته مرا در  یکشنبه 11 شهریور1386 ساعت 15:55  دلداده ي مهدی






    لينک مطلب  



نگاشته مرا در  جمعه 9 شهریور1386 ساعت 18:16  دلداده ي مهدی

شمشیر سامورایی

همیشه از شمشیر دوست بترس. زیرا گارد تو در مقابل دوست باز است و انتظار حمله نداری!





    لينک مطلب  



نگاشته مرا در  چهارشنبه 7 شهریور1386 ساعت 12:31  دلداده ي مهدی

دیشب در بهشت بودیم

هرآنچه اراده می کردیم فراهم می شد

ساقی منتظران بودند و امروز ساقی تویی

خوش آمدی و قدمهایت گلباران!





    لينک مطلب  



نگاشته مرا در  سه شنبه 6 شهریور1386 ساعت 10:57  دلداده ي مهدی

 

منتظرم، منتظر دستان نوازشگر و شمشیر برنده

منتظر رحمت و غضب خداوندی

یکی برای زخم های کهنه و دیگری برای دشنه های گردن کش
یکی برای آن پیرزنی که آگهی رنگی میلادت را در صفحه ی اول روزنامه می فروخت و دیگری برای سفارش دهنده ی آگهی
یکی برای بی خانمان ها  و دیگری برای بالانشینان
یکی برای آنانی که تشنه اند و با اشارتی در آغوش می کشندت و دیگری برای مدعیانی که تشنگان را نجس و نالایق می دانند
یکی برای زیبارویان فقیر و دیگری برای پلیدان توانگر
یکی برای او که میداند همانند خدایش تو را هرجایی میتوان خواند و دیگری برای او که میان تو و مردم ایستاده و ادعای وسیلگی می کند
یکی برای او که نامه هایش را در خلوت می نویسد و دیگری برای آنانی که اعتراف کردند برای عوام فریبی چه تشریفاتی ساخته اند
یکی برای منتظران بی ادعا و دیگری برای او که هیچگاه از انتظار و قدرتی که با ننگ و نامش به هم زده دست نخواهد کشید
یکی برای آنانی که با شرافت صورت سرخ نگه می دارند و دیگری برای آنان که با بی شرافتی سیلی بر این صورتها می زنند
یکی برای آن که مایحتاج تشکیل زندگی ندارد و دیگری برای آنان که از بیت المال جهیزیه با آرم سازمان خود به او میدهند
یکی برای دلهای همیشه خون و دیگری برای دل خون کنندگان
یکی برای آنان که معنای عشق در گردی چشمانشان نهفته و دیگری برای آنان که در گردی سکه های سیم و زر
یکی برای آنان که مردم را خواهر و برادر می بینند و دیگری برای آنان که به نیازمند شریف پیشنهاد صیغه می کنند
یکی برای کسانی که رفاه را در نان شب میبینند و یکی برای آنان که در سفرهای ماهیانه با پول مردم به تمام نقاط دنیا
یکی برای شیفته ی خدمت و دیگری برای تشنه ی قدرت
یکی برای مظلوم و دیگری برای ظالم
یکی برای پاک دیگری برای آلوده

و من ایمان دارم نوازش و شمشیر او هر دو رحمت خداوندیست!

انتظار مانع اصلاح نیست که اگر در برابر ظلم سکوت کردیم نوازشی انتظار ما را نخواهد کشید!

و من منتظرم ای پسر فاطمه سلام الله علیها





    لينک مطلب  



نگاشته مرا در  دوشنبه 5 شهریور1386 ساعت 16:30  دلداده ي مهدی

آغاز زیباست


...
..
.








نگاشته مرا در  پنجشنبه 1 شهریور1386 ساعت 11:3  دلداده ي مهدی

زن
آینه ی تمام نمای زیبایی و صبر خداوندی

من به همه چیز او توقف می کنم

آنگاه که با دردی که هزار مرد را می کشد
جوانه ای را بر خدا هدیه می آورد
جوانه را دمی پس از درد و با آنکه درد ادامه دارد
با لبخند می پذیرد

آنگاه که این جوانه بازمانده های خوراک را دفع می کند
هیچ پدری تحمل پاکیزه نمودن او را ندارد
و مادر این کار را با لبخند و شوخی می کند
و خاطره ها با این لحظات دارد

آنگاه که کودکش بیمار می شود
اوست که نمی خوابد و بیمار می شود

آنگاه که کودکش کم کم بزرگ تر می شود
این اوست که شغلش را، آن را که برایش سالها جنگیده
رها می کند و تا سر حد سیرابی جوانه اش تنها مادر می شود

اگر در محیطی یک فرشته چون او باشد
دیگر مردان از مرزهای اخلاق عبور نمی کنند
همه مودب و با اخلاق

من تحمل و شعور زن بودن نداشتم که زن نیستم!

اگر هیچ زنی نمی دیدم دیگر خدا برایم زیبا نبود
دیگر خدا صبور نبود
خدایا از این همه محبت و نشانه ممنونم

چه دارم در مقابل این دریاها؟

Mother




    لينک مطلب  



نگاشته مرا در  پنجشنبه 1 شهریور1386 ساعت 0:26  دلداده ي مهدی

شمس الضحی 
 



درويکرد:انتظار و عشق